تبليغاتX
سلولی ومولکولی

 

درون جنین میلیونها سلول بنیادی وجود دارد که بزرگی همه آنها کمتر از یک نقطه است. این سلولها از پتانسیل بالایی برخوردار هستند و می‌توانند طی فرایند تمایز یابی به سلولهای بافتهای مختلف در بدن تبدیل شوند. پتانسیل تقریبا نامحدود این سلولها آنها را در کانون تحقیقات پزشکی قرار داده است. تصور کنید که این سلولها بتوانند حافظه بیمار مبتلا به آ آلزایمر را به وی برگردانند.
پوستی را که در اثر سانحه آسیب دیده جایگزین کنند یا بیمار معلولی را قادر به راه رفتن دوباره کنند! و .... اما پیش از آنکه دانشمندان نحوه استفاده از سلولهای بنیادی را برای مقاصد پزشکی فرا بگیرند باید دریابند که چگونه می‌توانند قدرت این سلولها را تحت کنترل خود درآورند. آنها باید نحوه استفاده از سلولهای بنیادی و تبدیل آنها به بافتها یا اندامهای خاصی را فرا بگیرند تا بتوانند یک بیمار یا بیماری علاج کنند.
● سلول تخم لقاح یافته
سلول بنیادی چیست؟ سلول بنیادی سازنده بدن انسان است. سلولهای بنیادی درون جنین در نهایت به سلول ، بافت و اندامهای مختلف بدن جنین تبدیل می‌شوند. برخلاف یک سلول معمولی که قادر است با تکثیر شدن چندین سلول از نوع خود را بوجود آورد سلول بنیادی همه منظوره و بسیار توانمند است و وقتی تقسیم شود، می‌تواند به هر یک از انواع سلولها در بدن تبدیل شود. سلولهای بنیادی از قابلیت خود نوسازی هم برخوردارند. سلولهای بنیادی خود بر دو نوع هستند. سلولهای بنیادی جنینی و سلولهای بنیادی بالغ.
سلولهای بنیادی جنینی از جنین بدست می‌آیند. یک جنین ۳ تا ۵ روزه حاوی سلولهای بنیادی است که به شدت در حال تکثیر هستند تا اندامها و بافتهای مختلف جنین را بسازند. افراد بالغ نیز در قلب ، مغز، مغز استخوان ، ریه ها و اندامهای دیگر خود سلولهای بنیادی دارند. این سلولها مجموعه‌های درونی مخصوص ترمیم هستند و سلولهایی که بر اثر بیماری ، مصدومیت و کهولت سن صدمه می‌بینند دوباره تولید می‌کنند.
تاریخچه در اوایل دهه ۱۹۸۰ میلادی دانشمندان نحوه قرار گرفتن سلولهای بنیادی جنینی از موش و کشت آنها را در آزمایشگاه فرا گرفتند و در سال ۱۹۹۸ برای اولین بار در سلولهای بنیادی جنینی انسان را در آزمایشگاه تولید کردند. اما این سوال پیش می‌آید که پژوهشگران جنین انسان را از کجا بدست می‌آورند؟ جنین را می‌توان با تولید مثل ، تلفیق اسپرم و تتخمک یا شبیه سازی تولید کرد.
راههای تولید جنین تولید مثل این راه طبیعی تولید جنین است.
تلفیق گامتها در شرایط آزمایشگاه پژوهشگران تمایل زیادی به تولید جنین از طریق تلفیق اسپرم و تخمک ندارند. با این وجود بسیاری از آنها جنینهای بارور شده در کلینیکهای بارورسازی استفاده می‌کنند. گاهی اوقات زوجهایی که نمی‌توانند بطور طبیعی بچه‌دار شوند و می‌خواهند به شیوه مصنوعی صاحب فرزند شوند چندین جنین بارور شده تولید می‌کنند که همگی آنها مورد استفاده قرار نمی‌گیرند. و جنینهای اضافی را برای انجام تحقیقات علمی اهدا کنند.
شبیه سازی درمانی در این شیوه یک سلول از بیماری‌ که نیازمند درمان از طریق سلول بنیادی است با تخمک اهدا شده ادغام می‌شود. پس از آن هسته تخمک جدا شده و هسته سلول شخص بیمار جایگزین آن می‌گردد. سپس تخمک حاصل از طریق شیمیایی یا الکتریکی تحریک می‌گردد تا تقسیم سلولی انجام دهد. جنین حاصل مواد ژنتیکی بیمار را حمل خواهد کرد که می‌تواند پس زدن سلولهای بنیادی را پس از پیوند آنها به میزان زیادی کاهش دهد.
تکثیر سلولهای بنیادی در آزمایشگاه جنین ۳ تا ۵ روزه را بلاستوسیست می‌نامند. یک بلاستوسیست توده ای مشکل از ۱۰۰ سلول و یا بیشتر است. سلولهای بنیادی سلولهای درونی بلاستوسیست هستند که در نهایت به هر سلول ، بافت و اندام درون بدن تبدیل می‌شوند. دانشمندان سلولهای بنیادی را از بلاستوسیست جدا کرده و آنها را درون ظرف پتری دیش در آزمایشگاه کشت می‌دهند. پس از آنکه سلولها چندین بار تکثیر شدند و میزان آنها از گنجایش ظرف کشت فراتر رفت آنها را از آن ظرف برداشته و درون چندین ظرف قرار می‌دهند. سلولهای بنیادی جنینی که چندین ماه بدون ایجاد تمایز پرورش یافته‌اند خط سلول بنیادی نامیده می‌شوند.
این خطوط سلولی را می‌توان منجمد کرده و بین آزمایشگاهها به اشتراک گذاشت. کار با سلولهای بنیادی بالغ برای دانشمندان سخت‌تر است. زیرا استخراج و کشت آنها نسبت به سلولهای بنیادی جنینی دشوارتر است. یافتن سلولهای بنیادی در بافت بالغ به تنها مشکل است بلکه دانشمندان هم برای کنترل آنها در آزمایشگاه با مشکل رو به رو هستند. اما حتی کنترل سلولهای بنیادی جنینی هم که به خوبی در آزمایشگاه پرورش می‌یابند آسان نیست دانشمندان همچنان در تلاشند تا این سلولها را به رشد در انواع خاصی از بافت وادارند.
موانع بر سر راه استفاده از سلول بنیادی یکی از این موانع مشکل پس زدن است. اگر سلولهای بنیادی جنینی اهدا شده به یک بیمار تزریق شوند ممکن است سیستم ایمنی بدن بیمار این سلولها را مهاجمان خارجی تلقی کرده و به آنها حمله کند. اما استفاده از سلولهای بنیادی بالغ تا حدودی از این مشکل می‌کاهد. زیرا سیستم ایمنی بدن بیمار سلولهای بنیادی خود بیمار را پس نمی‌زند.
کاربرد سلولهای بنیادی در بازسازی سلولها از سلولهای بنیادی می‌توان برای بازسازی سلولها یا بافتهایی استفاده کرد که بر اثر بیماری یا جراحت صدمه دیده‌اند. این نوع درمان به درمان سلولی معروف است. یکی از کاربردهای بالقوه این شیوه درمان ، تزریق سلولهای بنیادی جنینی در قلب برای بازسازی سلولهایی است که بر اثر حمله قلبی صدمه دیده‌اند. در یکی از تحقیقات ، پژوهشگران زمینه سکته قلبی چندین موش را فراهم کرده و پس از آن سلولهای بنیادی جنینی را درون قلب آسیب دیده موشها تزریق نمودند. در نهایت سلولهای بنیادی بافت ماهیچه آسیب دیده را بازسازی کردند و کارکرد قلب موشها را بهبود بخشیدند.
از سلولهای بنیادی می‌توان برای بازسازی سلولهای مغزی بیماران مبتلا به پارکینسون استفاده کرد. این بیماران فاقد سلولهایی هستند که ناقل عصبی موسوم به دوپامین را تولید می‌کنند. بدون وجود این پیک شیمیایی حرکت بیماران مبتلا به پارکینسون نامنظم و منقطع است. و این افراد از ارزشهای غیر قابل کنترل رنج می‌برند. در تحقیقات انجام شده روی موشها پژوهشگران سلولهای بنیادی جنینی را در مغز موشهای مبتلا به بیماری پارکینسون تزریق کردند و شاهد آن بودند که سلولهای بنیادی ، موشها را بهبود بخشیدند. دانشمندان امیدوارند که روزی بتوانند این موفقیت خود را در انسانهای مبتلا به پارکینسون هم تکرار کنند.
کاربرد سلولهای بنیادی در تولید اندام کامل شاید دانشمندان بتوانند حتی یک اندام کامل را در آزمایشگاه پرورش داده و آن را جایگزین اندامی کنند که بر اثر بیماری آسیب دیده است. برای این کار باید نوعی چارچوب از جنس پلیمر زیست تجزیه پذیر را به شکل اندام مورد نظر بسازند و سپس آن را با سلولهای بنیادی جنینی یا بالغ بارور سازند. پس از آن عوامل رشد مخصوص آن اندام افزوده می‌شوند تا پرورش اندام را تحت کنترل و هدایت درآورند.
پس از آنکه چارچوب با بافت خاص آن اندام پوشیده شد آن را به بیمار پیوند می‌زنند. با بوجود آمدن بافت از سلولهای بنیادی چارچوب تجزیه شده و در نهایت یک گوش ، کبد یا هر اندام دیگر باقی خواهد ماند. از جمله بیماریهایی که احتمالا روزی یا درمان سلولی معالجه خواهند شد می‌توان به پارکینسون ، دیابت ، بیماری قلبی ، صدمه به نخاع ، سوختگی ، آلزایمر و ضعف بینایی اشاره کرد.
اختلاف نظر در مورد تحقیقات سلول بنیادی تحقیقات سلول بنیادی یکی از بزرگترین موضوعاتی است که اجتماعات علمی و مذهبی را رو در رو قرار داده است و هسته این اختلاف یک سوال است حیات چه موقع آغاز می‌شود؟ برای بدست آوردن سلولهای بنیادی دانشمندان یا باید از جنینی استفاده کنند که بارور شده است و یا به روش شبیه سازی ، جنینی را از سلول بدن بیمار و تخمک اهدایی بسازند. در هر دو صورت برای جدا کردن سلولهای بنیادی یک جنین باید جنین از بین برود. و اگرچه این جنین تنها ۴ یا ۵ سلول را دربرمی‌گیرد. بعضی از رهبران مذهبی بر این باورند که این کار همانند گرفتن جان یک انسان است.
شبیه سازی انسان مساله دیگر مورد اختلاف شبیه سازی انسان است. اگر دانشمندان بتوانند جنینی را در آزمایشگاه خلق کنند آیا نمی‌توانند آن جنین را درون رحم یک مادر دیگر پیوند زده و زمینه رشد یک نوزاد را فراهم کنند؟! ایده شبیه سازی انسان افکار هولناک و مخوف پرورش ابر انسانها با ضریب هوشی بسیار بالا و قابلیتهای فیزیکی مانند قهرمانان خیالی سوپر من و بت من و یا خلق کودکانی که صرفا برای استفاده از اندام پرورش می‌یابند را تداعی می‌کند.
هنگامی که گروهی از محققان اسکاتلندی در سال ۱۹۹۷ اعلان کردند که توانسته‌اند با موفقیت گوسفندی را به نام دالی شبیه سازی کنند وحشت ناشی از شبیه سازی شدت گرفت. حتی با افزایش آگاهی و شناخت دانشمندان از سلولهای بنیادی و توانایی کنترل آنها بحثهای اخلاقی و سیاسی در این مورد داغ‌تر و وخیم‌تر می‌شود. بسیاری از دولتها محدودیتهای شدیدی را بر تحقیقات سلول بنیادی اعمال کرده‌اند و تامین بودجه این تحقیقات را با مشکلات زیادی مواجه نموده‌اند.
● آینده بحث
مخالفت جامعه جهانی با پدیده شبیه سازی مولد انسان گسترده و عام‌الشمول است. اما به نظر می‌رسد بسیاری از کشورها با انجام تحقیقات پزشکی برای مقابله با بیماری‌هایی چون پارکینسون ،آلزایمر ،‌ بیماری های قلبیو سرطان ازطریق تولید جنینهای آزمایشگاهی و همچنین تحقیق و بررسی روی آنها به منظور ایجاد توسعه و پیشرفت در علوم پزشکیو مهندسی ژنتیک بدون آن که هدف این تحقیقات تولد صرف انسان شبیه سازی شده باشد، مخالفت چندانی نداشته باشند. با وجود این ، برخی کشورها از جمله واتیکان مخالفت صریح و موکد خود را در این مورد ابراز داشته و با عمل شبیه سازی انسان با هر هدف و مقصودی که باشد، مخالفند.
از جمله استدلالهای این گروه برای مخالفت با شبیه سازی این است که ما با این کار به تولید انسان‌هایی اقدام می‌کنیم که در نهایت آنها را از میان می‌بریم و از اینرو ، در جهتی حرکت خواهیم کرد که منجر به نقض قواعد اساسی حقوق بشر و کرامت انسانی خواهد شد. آیا اصولا ما حق داریم که با انسان زنده آزمایشهای علمی بکنیم . بعضیها می‌گویند که اینکار به بشریت خدمت خواهد کرد ممکن است این گفته درست باشد ولی آیا شما حاضرید خود؟

[ سه شنبه نوزدهم مهر 1390 ] [ 22:9 ] [ سیده مبیناموسوی ] [ ]

به گزارش خبرگزارى فرانسه، مطالعات پژوهشگران دانشگاه ييل نشان مى دهد اين يافته در مورد زنانى صدق مى کند که در خطر کاهش توانايى زودهنگام تخمدان قرار دارند و حاکى از آن است که احتمالا مساله اى در ترکيب مولکولى گروه خونى O وجود دارد که زنانى که مستعد کاهش توانايى زودهنگام تخمدان هستند در معرض نابارورى قرار مى دهد.
اغلب زنان در اواخر دهه سوم و اوايل دهه چهارم زندگى خود شاهد کاهش توانايى تخمدان مى شوند که اغلب در اين دوره هورمون FSH در آنها افزايش مى يابد.
هر ماه در زمان تخمک گذارى اين هورمون در بدن زنان افزايش مى يابد و دستور آزاد سازى تخمک ها را به تخمدان مى دهد.
زمانى که تخمک آزاد مى شود ميزان هورمون FSH کاهش مى يابد اما اگر تخمکى آزاد نشود ميزان اين هورمون همچنان بالا باقى مى ماند، احتمالا تلاش مى کند تا تخمدان را به اين آزاد سازى تخمک تحريک کند.
هورمون FSH در زنانى که دچار کاهش توانايى تخمدان مى شوند زياد مى شود، اين امر در زنان چهل ساله و همچنين زنان جوانى که ذخيره تخمدانشان کاهش يافته است نيز مشاهده مى شود.
'لونبا پال' مجرى اين تحقيقات گفت: افرادى که گروه خونى آنها O است نبايد به خود نگرانى راه دهند. چرا که داشتن اين گروه خونى عامل نابارورى نيست.
در اين تحقيق فقط زنانى که در حال درمان نابارورى بودند مورد بررسى قرار گرفتند از اين رو يافته هاى اين مطالعه در مورد تمامى زنان صدق نمى کند.
پال مى گويد افزايش ميزان هورمون FSH در يک زن جوان و بارور مى تواند نشانه هشدار براى مشکلات بارورى در آينده براى وى باشد.
به گفته وى انجام يک ارزيابى کامل بارورى ،مصرف رژيم غذايى سالم و متعادل، ورزش منظم و حفظ وزن مناسب همگى از عواملى هستند که بر بارورى اثر مى گذارند.
تحقيقات اخير همچنين حاکى از آن است که استفاده روزانه از نخ دندان و مراجعه منظم به دندانپزشک مى تواند به باردارى موفق زنان کمک کند.

[ پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1390 ] [ 23:42 ] [ سیده مبیناموسوی ] [ ]

 

به گزارش شينهوا، پژوهشگران دانشگاه ميشيگان در اين پژوهش، بافت تخمدان در سلول هاى بنيادى مزانشيمى را که سلول هاى طبيعى در سراسر بدن هستند ، مورد بررسى قرار دادند.

اين سلول ها مى توانند سلول هاى تخصصى متفاوتى از جمله چربى، استخوان وغضروف را شکل دهند و گفته مى شود اين سلول ها در ترميم زخم ها نيز موثرهستند . از اين رو دانشمندان حدس مى زنند که مى توان از اين سلول ها براى مبارزه با سرطان کمک گرفت.

در اين بررسى پژوهشگران مشاهده کردند که سلول هاى بنيادى مزانشيمى موجود در تومورهاى تخمدان از سلول هاى بنيادى مزانشيمى تخمدان هاى سالم متفاوت هستند و در حقيقت سلول هاى بنيادى مزانشيمى موجود در تومورهاى تخمدانى، تحريک کننده سرطان هستند.

'رونالد بوکانوويچ' استاديار پزشکى داخلى و زنان و زايمان و از مجريان اين پژوهش گفت: سرطان به خوبى مى تواند سلول هاى بنيادى مزانشيمى را به انجام آنچه که نياز دارد، تحريک کند.

وى افزود: سرطان اين سلول ها را به اسارت مى گيرد و آنها براى رشد خود تحريک مى کند.

به گفته پژوهشگران، همچنين سلول هاى بنيادى مزانشيمى مرتبط با سرطان، در وهله نخست با افزايش تعداد سلول هاى بنيادى سرطانى، اندازه تومور را افزايش مى دهند.

در همين زمان، محققان مشاهده کردند نوعى از پروتئين ها موسوم به BMP2 در سلولهاى سرطانى مزانشيمى مرتبط با سرطان شايع است.اين پروتئين يک پروتئين تنظيم کننده است و به دقت عملکرد سلول هاى طبيعى را تنظيم مى کند.

محققان دريافتند ميزان اين پروتئين در سلول هاى بنيادى مزانشيمى مرتبط با سرطان سه برابر سلول هاى طبيعى است. افزودن آن به سلول هاى سرطانى موجب افزايش تعداد سلول هاى بنيادى سرطانى مى شود.

محققان از يک سرکوب گر اين پروتئين موسوم به 'نوگين ' استفاده کردند و دريافتند اين سرکوب گر، سلول هاى بنيادى مزانشيمى را متوقف مى کند و مانع از رشد سلول هاى بنيادى سرطانى مى شود.

[ چهارشنبه نوزدهم مرداد 1390 ] [ 0:3 ] [ سیده مبیناموسوی ] [ ]
 

هنگامی شکل گرفت که یک دانشمند اسکاتلندی توانست گوسفندی بنام Dollyرا در سال ۱۹۹۷ شبیه سازی کند. پخش خبر این واقعه مهم توجه محافل پزشکی، مذهبی، سیاسی و ... را در جهان به خود جلب کرد بگونه ای از این واقعه علمی اغلب بعنوان نقطه عطف علم در سال ۱۹۹۷ یاد می شود.
شبیه سازی چیست؟
عموما" هنگامی که خبرگزاری ها و رسانه ها خبرهای جنجالی شبیه سازی را منتشر میکنند عموما" منظورشان شبیه سازی به حالت تولد طبیعی می باشد. با این وجود باید اضافه کرد که امروزه انواع مختلف تکنولوژیهای شبیه سازی مطرح می باشد که توسط آنها - از لحاظ تئوریک - می توان به دوقلوی ژنتیکی یک موجود زنده یا هر ارگانیسم دیگری دست پیدا کرد.در این ارتباط درک اولیه از انواع روشهای شبیه سازی کمک بسیاری خواهد کرد تا بتوانیم در مقابل این اخبار تصمیم گیری کنیم که آیا این اعمال مخالف مسائل اخلاقی هست یا خیر.
- شبیه سازی DNA
این روش که در اصطلاح علمی DNA Cloningیا Molecular Cloning
و یا Gene Cloningگفته می شود عبارت است از مجموعه عملیاتی که توسط آن قسمتی از DNAموجود مورد علاقه که قرار است شبیه سازی شود، به یکی از انواع موجودات ارگانیکی خود تکثیر منتقل می شود. معمولا" از باکتری های خود تکثیر یا Bacterial Plasmidها برای اینکار استفاده می شود.طی این شرایط DNAمورد علاقه توسط یک میزبان پردازش و تکثیر می شود. این تکنولوژی تقریبا" از سال ۱۹۷۰ استفاده می شود و از معمولترین فعالیت ها در آزمایشگاه های زیست شناسی می باشد. در این روش، دانشمندان معمولا" از ژن های خاصی برای کپی از یک ژن خاص استفاده می کنند.
- شبیه سازی از طریق تولدبه این روش Reproductive Cloning
گفته می شود که بعنوان مثال توانایی تولید حیوانی را دارد که دارای DNAمشخص می باشد. این DNAممکن است از یک حیوان زنده کنونی گرفته شود و یا حتی از بقایای یک حیوان مرده مربوط به سالهای دور.
گوسفندی که راجع به آن صحبت کردیم از این روش شبیه سازی شد. دانشمندان طی مجموعه عملیاتی که بنام Somatic Cell Nuclear Transfer
- به معنی انتقال هسته سلولهای کالبدی - مشهور است، مشخصات ژنتیکی موجود مورد نظر را به نطفه ای که تمام خواص ژنتیکی آن برداشته شده است منتقل می کنند. البته نطفه جدید باید تحت مراقب های خاص الکتریکی و شیمیایی باشد تا توانایی تکثیر را داشته باشد. پس از آنکه جنین به حد قابل قبولی از رشد رسید، آنرا به داخل رحم یک حیوان ماده منتقل می کنند و از آن به بعد به رشد طبیعی خود تا تولد ادامه می دهد.یا هر حیوان دیگری که با این روش ساخته شود دقیقا" مشابه موجود مورد نظر نخواهد بود چرا که برخی از ویژگی های نطفه از همان ابتدای شکل گیری از پدر و مادر به نطفه منتقل می شوند. اما موفقیت پروژه Dollyدر این بود که نشان داد سلولهای DNAیک حیوان بالغ می تواند برای رشد یک نطفه مورد استفاده قرار گیرد. تا قبل از این دانشمندان تصور می کردند سلولهایی که رشد می کنند و بالغ می شوند بسیاری از خواص اولیه خود را از دست می دهند و دیگر توانایی رشد از ابتدا را ندارند. Dollyدر سال ۲۰۰۲ هنگامی که شش ساله بود از دنیا رفت، علت مرگ او ناراحتی و بیماری در ناحیه ریه اعلام شد. دانشمندان هنوز نمی دانند که بیماری او ناشی از متفاوت بودن نوع تولد او دارد و یا اینکه یک بیماری عادی بود که ممکن است گریبانگیر هر جانداری شود.
- شبیه سازی جنین به این روش
Embory Cloningیا Therapeutic Cloningگفته می شود که در آن جنین انسان برای تحقیق در آزمایشگاه شبیه سازی می شود. اهمیت این موضوع در آن نیست که یک انسان، مشابه فرد مورد نظر ساخته شود بلکه هدف آن است که با بررسی و آزمایش روی جنین شبیه سازی شده بتوان نارسایی ها و بیماری های مربوط به انسان را تحلیل کرده و در حد امکان به روشهایی برای جلوگیری از بروز آنها قبل از تولد دست یافت.در این روش پس از گذشت حدود پنج روز از شکل گیری نطفه، سلولهای خاصی از آن - که سلولهای بنیادی یا Stem Cellsنام دارد - برای شبیه سازی یا آزمایش برداشته می شود که با این عمل به جنین صدماتی وارد خواهد شد. (احتمالا" ریشه اصلی بحث بر سر مسائل اخلاقی نیز به همین جا بر می گردد.) این سلولها تقریبا" توانایی تولید هر نوع سلولی در بدن انسان را دارند و دانشمندان با استفاده از این سلولهای خاص امیدوار هستند که روزی بتوانند درمان قطعی بیماری های قلبی، انواع سرطان، آلزایمر و ... را پیدا کنند.
در نوامبر سال ۲۰۰۱ یک دانشمند از مرکز تحقیقات پیشرفته سلولی
(Advanced Cell Technologies)در ماساچوست اعلام کرد که توانسته است اولین جنین انسان را به منظور انجام تحقیقات در باره بیماری های انسان، شبیه سازی کند. آزمایش های این دانشمند بر روی هشت سلول انجام گرفت که از میان آنها فقط سه عدد شروع به تقسیم شدن نمودند و در نهایت یکی از آنها توانست فقط به شش تقسیم شود. بنابر این همانگونه که مشاهده می کنید هنوز راه درازی برای شبیه سازی یک انسان وجود دارد.
آیا ممکن است روزی انسان شبیه سازی شود؟بسیاری از محافل سیاسی، مذهبی و حتی دانشمندان با فشارهایی که به کنگره آمریکا وارد کرده اند در صدد تصویب لایحه ای هستند که هرگونه تحقیق و فعالیت در این زمینه را ممنوع کند.اما جدای این مسائل با توجه به هزینه بسیار بالا و درصد کم موفقیت در شبیه سازی حیوانات (بین یک تا دو درصد) که به علت دانش کم در باره روش "شبیه سازی از طریق تولد" می باشد هر گونه تلاش برای تولید انسان از این روش در حال حاضر با شکست روبروه خواهد شد. بخصوص که پس از تولد حیوانات شبیه سازی شده، حدود ۳۰% از این حیوانات که زنده بدنیا می آیند، دارای ناتوانی های بارز جسمی و مشکلات جدی پس از تولد می باشند. دانشمندان عوارض مشابهی را برای شبیه سازی انسان از این روش پیش بینی می کنند.نکته مهم دیگر وضعیت فکری و روحی انسان می باشد که هنوز بصورت یک سئول بزرگ پیش روی دانشمندان می باشد. شاید برای یک گوسفند خیلی مهم نباشد که نتواند درست فکر کند یا تصمیم بگیرد اما این موضوع بطور قطع برای انسان بسیار مهم می باشد چرا که یک انسان سالم فقط به بدن سالم نیاز ندارد.بنابراین بنظر می رسد که در حال حاضر به دلیل ضعف تکنولوژی و دانش و نیز نبود توافق میان جناح ها و گروه های مختلف درگیر در جهان عملا" هیچ دانشمندی به خود اجازه انجام آزمایش برای شبیه سازی انسان از طریقReproductive Cloningرا نمی دهد.

[ دوشنبه بیست و پنجم بهمن 1389 ] [ 21:36 ] [ سیده مبیناموسوی ] [ ]

 

 به گزارش بخش فارسی شبكه خبري" ورلد نيوز " (World-news.org/persian ) محققان براى نخستین بار از فناورى نانو براى از بین بردن سلول هاى سرطانى استفاده كردند.

گزارش واحد مركزی خبر به نقل از پایگاه اینترنتى بى بى سی حاكیست ، این روش كه در آن سلول هاى سالم بدن دست نخورده باقى مى مانند، مى تواند امیدى براى درمان سرطان هاى صعب العلاجى باشد كه امكان جراحى در انها وجود ندارد.

گرچه فناورى نانو براى مهار سلول هاى سرطانى تا كنون فقط روى موش ها ازمایش شده است، محققان امیدوارند تا دو سال آینده زمینه آزمایش آن روى انسان نیز مهیا شود.

در این پژوهش ژن هایى روى ذرات میكروسكوپى در حد یك میلیاردم متر(نانو) قرار داده مى شود. این ژن ها جذب سلول هاى سرطانى مى شوند اما سلول هاى سالم مجاور آنها را تحت تاثیر قرار نمى دهند.

زمانى كه این ژن ها در داخل سلول سرطانى قرار مى گیرند، به تحریك تولید پروتئینى مى پردازند كه سلول را از بین مى برد.

پژوهشگران مى گویند این فناورى مى تواند مشخصا براى افرادى استفاده شود كه بافت سرطانى آنها به علت همجوارى با اعضاى حیاتى بدن، غیر قابل جراحى است و نهایتا مى تواند شیوه اى موثر در مهار سرطان هاى پیشرفته باشد.

محققان مدرسه داروسازى لندن كه این بررسى را انجام داده اند، ابراز امیدوارى كردند این روش درمانى در دو سال اینده در كلینیك ها به بیماران سرطانى ارائه شود.

[ شنبه دوازدهم تیر 1389 ] [ 12:40 ] [ سیده مبیناموسوی ] [ ]

سید محمد باقر هاشمی سوته 1* ، تورج فرازمند2 ، سید سعید موسوی3 ، نازلی گلستانی3 ، سید حسین جلالی3 ، سعید عابدیان4 ، ریتا صیامی 5  ،  فرزانه ولی پور 5 ،   انسیه صیامی                     

1 دانشکده پزشکی و مرکز تحقیقات تالاسمی ، دانشگاه علوم پزشکی مازندران  ،  2 مرکز تحقیقات سلولی-مولکولی ، دانشگاه علوم پزشکی مازندران

3 آزمایشگاه نوین ژنتیک ، ساری ، مازندران،  4   دانشکده پزشکی و مرکز تحقیقات سلولی-مولکولی ، دانشگاه علوم پزشکی مازندران

5 معاونت بهداشتی ، دانشگاه علوم پزشکی مازندران

 

زمينه و هدف :

آلفا-تالاسمي،یکی از  شايع ترين هموگلوبینوپاتیها در جهان و بويژه در آسیای جنوب شرقی، خاور میانه و مدیترانه مي باشد ، تخمین زده می شود که حدود 270 میلیون ناقل برای نقص های عمده هموگلوبین در جهان وجود داشته باشد. شیوع موتاسیون های آلفا در مناطق گرمسیری و نیمه گرمسیری از 1 تا 98 % نیز گزارش شده است. موتاسیون های حذف ژنی و موتاسیونهای نقطه ای مختلفی برای ژن های آلفا در دنیا گزارش شده است. این مطالعه به منظور شناخت دقیق تر از نظر شیوع انواع موتاسیونهای آلفا تالاسمی در استان مازندران صورت گرفته است.

 

یافته ها :

از 142 فرد مورد مطالعه ، موتاسیون مربوط به 126 نفر مورد شناسائی قرار گرفت که به ترتیب موتاسیونها ی:   - 3.7 (45/8%)، (15/4%) Polyadenylation2 ، (7%) - 4.2، ( 5/6 %) - -MED -  (4/2%)  C19α2، (3/5% ) Const. Spring، (2/8%)  IVSI-5nt ، ( 1/2% ) PolyAdenylation1 ،  (0/7 % ) C26α2، C59α1/Adana  0/7)% ) و موتاسیون دو حذفی  20.5 - -  (0/7 % ) دیده شده است.

 

روش مطالعه :

در این مطالعه از مجموع  142 فرد مشکوک به تالاسمی  آلفا با اندکس های خونی کاهش یافته و هموگلوبین A2 نرمال که از شهر های مختلف استان مازندران بوده اند مورد بررسی مولکولی قرار گرفتند. پس از استخراج DNA از خون محیطی به روش استاندارد ، به منظور تعیین نوع موتاسیون ها ی شایع ، از روش های GAP-PCR و  ARMS-PCR و به صورت Multiplex و روش Sequencing DNA مورد استفاده قرار گرفت.

 

بحث و نتیجه گیری:

چهار موتاسیون حذفی یک یا دو ژنی ژنهای آلفا در مجموع حدود 59 % موتاسیونهای بدست آمده در این مطالعه را تشکیل داده اند که موتاسیون حذف تک ژنی -3.7 به تنهائی 7/45 % موارد را شامل شده است. مجموع موتاسیونهای گزارش شده در این مطالعه حدود 90 درصد موتاسیونهای عامل بیماری آلفا-تالاسمی در استان مازندران را شامل می شوند.

 

[ چهارشنبه دوازدهم خرداد 1389 ] [ 12:55 ] [ سیده مبیناموسوی ] [ ]

ROLE OF TELOMERASE IN CANCER AND TELOMERASE

INHIBITORS

The University of Alabama

Department of Chemistry

Graduate Student Seminar Series

نقش تلومراز درسرطان و مهار کنندههای تلومراز

ترجمه : سیده مبینا موسوی دانشجوی علوم سلولی ومولکولی

مقدمه :

سرطان وداروهای ضد سرطان

سرطان بیماری هست که باعث رشد بدخیم و تقسیم غیر قابل کنترل وغیر طبیعی سلول می شود . همچنین واژه ای غیر از سرطان نیز می شود برای این بیماری تعریف کردبنام ((Neoplasm)) . که معمولا بجای سرطان استفاده می شود .

نئوپلاسم یا همان سرطان دوگونه هستند : خوشخیم که فقط باعث رشد موضعی سلول می شود .و بدخیم که باعث نقص در متاستاز هم می شود .

 فرق بین سلولهای سرطانی از سلولهای سالم در موارد زیر می باشد .

درسلولهای سرطانی : تکثیر آنها غیر قابل کنترل می باشد و عملکرد طبیعی  خود را ازدست می دهند ودرسوخت وساز آنها نقص ایجاد می شود .

سرطانها در سلولهایی که درژن آنها تغییراتی ایجاد شد نیز بوجود میاید مثلا وقتی که ژنهای سرکوب کننده تومور غیر فعال شوند که این باعث فعال شدن پروتو انکوژنها ی درون انکوژن می شود و باعث می شود تا سلولها سرطانی شوند .

اکثر داروهای ضدسرطان  از تکثیر سلولی جلوگیری می کنند . همچنین این داروها می توانند عوارضی را داشته باشند که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد :

تحلیل مغز استخوان بوسیله کاهش تولید لکوسیتها می شود ودرنتیجه ایمنی بدن کاهش می یابد . باعث می شود تا زخمها دیر التیام یابند . باعث تحلیل رشد درکودکان می شود باعث نازایی می شود ازدست دادن مو آسیب به سلولهای گوارشی وکلیه ودرنهایت مرگ می تواند از عوارض استفاده از این داروها باشد .

تلومرها وتلومراز

تلومرشامل مجموعه ای از پروتئینهای DNA سلولی می باشند که بعنوان پوششی انتهای کروموزوم را می پوشاند . تلومر متشکل از توالی تکراری اولیگونوکلئوتیدی بصورت 5-TTAGGG-3 درکروموزوم انسانی می باشد . این توالی بطورمتوسط 1000تا 2000 واحد درهرسلول سوماتیک انسانی وجوددارد درواقع اینها 6000 تا 12000 جفت باز از DNA تلومری را می سازند . این تلومرهای دورشته ای تقریبا دست نخورده باقی می مانند . عملکرد اصلی تلومرها محافظت از انتهای DNA دورشته ای درمقابل شکسته شدن می باشد همچنین از انتهای کروموزم های خطی هم محافظت می کند . تلومرها بعنوان یک ساعت زیستی برای تنظیم تکثیرسلولی نیز استفاده می شوند .

طول وپایداری تلومرها بوسیله 3 پروتئین متصل به DNA به نامهای TRF1,TRF2,POT1 انجام می گیرد  .

TRF1  طول تلومر را کنترل می کند که اینکار را بواسطه مهار طویل سازی DNA تلومریک انجام می دهد . تعداد پروتئین TRF1 حاظر در انتهای کروموزم به طول تلومربستگی دارد .

TRF2  این پروتئین به پایداری انتهای کروموزوم کمک می کند که این کار را بوسیله ممانعت از به هم چسبیدن دوانتهای کروموزم انجام می دهد.

POT1 هم به TRF2  درپایداری کرموزوم کمک می کند .

تلومراز یک آنزیم RNAوابسته به DNA پلیمراز می باشد یا یک ترانسکریپتاز معکوس ویژه ای می باشد که قالب RNA  را برای ساخت DNA حمل می کند .بنابراین تلومراز یک ریبونکلئوپروتئین می باشد که به طویل سازی تلومر درسلولهایی که فعالیت می کنند کمک می کند . این آنزیم درطول رشد جنین بیان می شود واز تمایز بافتها جلوگیری می کند و درسلولهای سماتیک وجودندارد . هرچند تلومراز درحدود 85 درصد از سلولهای تومور انسانی بیان می شود . تلومراز از زیر واحدهای RNA تشکیل شده است (TR,HTR درانسان ) که باعث افزایش قالب تلومری می شود . این دارای یک قسمت پروتئینی می باشد (ترانس کریپتاز معکوس (TERT) درانسانها) که سنتز تلومراز را کاتالیز می کند وفاکتورهای پروتئینی فرعی را اضافه می کند .

HTR متشکل از الگویی می باشد که مکمل تلومراز می باشد وتوالی آن 5-CUAACCCUAAC-3 .

HTR به انتهای DNA  باند می شود که به همراه HTERT دنباله دی اکسی نوکلئوتید رادرانتهای 3 تکرار تلومریک کاتالیز می نماید . سپس الگوی RNA به انتهای 3 تازه سنتز شده ترجمه می شود .

به نظر می رسد بیان ژن HTERT مراحل فعالیت تلومراز رامحدود می کند . MRNA ، HTERT تنها درسلول هایی که بصورت مداوم تلومردارند(تلومر مثبت) بیان  می شود ودرسلولاهی که وداوم تلومر ندارند(تلومرمنفی) بیان نمی شودواین تفاوت بین سلولهای تلومر مثبت با سلولهای تلومر منفی می باشد.

تکثیر سلولهای سرطانی وسلوهای سالم :

اکثر سلول های سماتیک انسان  بطور متوسط بعد از 60-70 با تقسیم دچار پیری می شوند. (پیری سلولی فرایندی است که سلول های نرمال توانایی تقسیم راازدست می دهند )واین محدودیت تقسیم سلولی را محدودیت Hayflich می نامند .

سلولهای نرمال بوسیله همانند سازی DNA به دو سلول دختر تقسیم می شوند که هرکدام از آنها می توانند رشته دیگر را سنتز کرده وهمانند سلولهای والد خود شودند .

همانند سازی در  DNA پیشرو ساده وکامل می باشد . اما در رشته تاخیری همانند سازی با ساخت قطعات اوکازاکی همراه می باشد که از سمت 5 به سمت 3 می باشد . درنتیجه این همانند سازی ، ناکامل می باشد وبنابراین درکروموزوم شاهد بینهایت انتهای رشته تاخیری آزاد می باشیم که این باعث از دست رفتن ژن می شود که این برنامه همانند سازی انتهایی نامیده می شود .

همه کروموزومهای انسانی درانتهای کروموزوم خود حاوی تلومر می باشند . تلومرها شامل DNA  می باشند که برای عملکرد سلولهای نرمال ضروری نیست . فقط تلومر باعث می شود تا سلولها ژنهای ضروری خود را ازدست ندهند . وقتی که طول تلومر کوتاه شد سلولها درمرحله M1 باقی مانده و پیری سلولی صورت می گیرد . واما اگر سلولها با وجود طول کوتاه تلومر از مرحله پیری بگذرند و به تمایز ادامه دهند درادامه سلول وارد به یک نقطه بحرانی بنام M2 می رسند. اگر سلولها بواسطه موتاسیون  از مراحل M1 ,M2 گذشتند این سلولها خاصیت نامیرایی پیدا می کنند که معمولا اینها به یک تلومر غیر فعال نیاز دارند تا طول آن تغییر نکرده وثابت باقی بماند .

ساختار تلومراز:

ساختار TER:

اندازه وساختار TR دربین گونه های مختلف متفاوت می باشد .  اما ساختار مرکز ی تقریبا یکسانی دارند. این مطلب نشاندهنده آن است که مکانیسم همانند سازی دربین ارگانیسمهاعمومیت دارد . ساختار اصلی TR شامل یک رشته پیوند شده با عناصر مختلف می باشد(TBE) وچندین جایگاه باند برای TERT دارد .

TBE فرایند تکرار درناحیه تلومر را تنظیم می کند . برروی موتاسیون RNA آنزیمی مخمرها  مطالعاتی صورت گرفته است . که ساختار RNA مرکزی آن شبیه به مژه داران ومهره داران می باشد . ساختار تریپل هلیکسی نیز برای آن پیشنهاد شده است  که دارای یک حلقه می باشد که بوسیله پیوند هیدروژنی –هاگستین به شکاف اصلی درنزدیکی پیوند واتسن –کریکی U-A درساقه 2 باند شده است .این نظریه بوسیله آزمایشات NMR در تلومرهای انسان وآنالیز عملکرد RNA تایید شده است.

مطالعات موتاسیونی درزیر واحد RNA تلومراز مخمر مشخص کرده است که هسته مرکز مارپیچ سه تایی با زیر واحد ترانسکریپتاز معکوس ارتباطی ندارد . درعوض مارپیچ سه تایی تلومراز انسان بوسیله 2-OH نوکلئوتید A176  با واکنش کاتالیتیکی تلومراز مرتبط می باشد . گروه 2-OH ناحیه مارپیچ سه تایی هم درانسان وهم در مخمر برای کاتالیز RNA تلومراز بسیار مهم می باشد .

درساختار سوم تلومراز انسان ناحیه الگو تلومراز با ناحیه مارپیچ سه تایی درموقع انتقال انرژی درکنار هم هستندکه این مطلب را با مطالعه بوسیله فلورسانس تایید شده  است . 

ساختار TERT :

TERT هلوآنزیم تلومراز می باشد . که از 4 زیر واحد اصلی تشکیل یافته است :

دمین ترانسکریپتاز معکوس (RT) یک دمین RNA بایندینگ (TRBD) ودمین N  انتهایی (TEN) ودومین C انتهایی(CTE) که گمان می رو منطقه معروف به ThumbدرTERT را دربردارد .

TEN ,CTE دو دمین انتهایی هستند اما ساختار ترکیبی آنها درتلومراز موجب می شود تا هرد دومین شبیه به یک حلقه به نظر آیند .(شکل 4) . دمین RT یک پیوند سستی را با زیر واحد RNAدر TERT  برقرار می کند . و جایگاه فعال را در تلومراز ایجاد می کند .  دمین RT  درتلومراز با دیگر ترانسکریپتازهای معکوس بواسطه وجود دو N انتهایی درآن تفاوت دارند . جایگاه فعال در RT شامل سه باقیمانده آسپارتیک اسید یکسان می باشند .که به دو قسمت اصلی A,C تقسیم می شود . نوکلئوتید تلومراز  منطقه انگشتی TERT را به قسمت صفحه اصلی پیوند می دهد . TEN می تواند هم به DNA وهم به RNA پیوند شود.TEN  بین کروموزم(DNA ) با تلومراز را تسهیل می کند و وقتی که با  RNA پیوند دارد عملکردی  غیر اختصاصی دارد .

TEN  کمترین دمین رادربین گونه ها دارد.اما از نظر عملکرد درتلومرازهای انسان ومخمر پروتوزوا بسیار مهم است.بر خلاف TEN، TRBD معمولا بیشترین دمین رادربین گونه هادارد . TRBD متشکل از منطقه کلیدی اصلی بنام CP,T می باشد که برای تشخیص RNA اهمیت زیادی دارند . این همچنین اتصالات وسیعی را با ساقه 1 و TBE در زیر واحد RNA تلومراز بوجود می آورد.

TRBD متشکل از مارپیچ 12  آلفا و رشته های 2 بتا و چندین لوپ پیوند شده با آن می باشد .چیدمان مارپیچ و لوپها باعث ایجاد دو نیمه نامتقارن درآن می شود .در گیاهان دونیمه درزاویه 120 درجه نسبت به یکدیگر قرار دارند (عکس 5) . نیمه کوچکتر TRBD انعطاف پذیرتر از نیمه بزرگتر می باشد .

TRBD متشکل از ساختار اصلی :C,TP,QFP هستند . QFP از اسیدآمینه های آبگریز ساخته شده است و تماسهای گسترده ای را با باقیماندههای اطراف دارد. ساختار وموقعیت قرارگیری QFP طوری هست که بصورت مستقیم با اسید نوکلئوید باند نمی شود اما به شکل گیری پروتئین کمک می کند . که این برای فعالیت تلومراز ضروری می باشد .

ساختار دیگری هم ما درتلومراز شاهد هستیم بنام T  موتیف یا اصلی که بصورت آبگریز می باشد . اندازه وساختار T اصلی با ساختار نوکلئوتید سازگار نیست . اما مارپیچ 12 آلفا و زیر مجموعه W496 از T موتیف  می توانند بصورت گسترده به دو سمت کناری آبگریز حرکت نمایند . وبا RNA تک رشته ای باند شوند .

زیر واحدCP متشکل از یک شکاف  کم عمق و عریض وبابارهای بسیار مثبت می باشد .CP  می تواند با ساختار اصلی RNA دورشته ای پیوند شود . که این بعلت وجود دو اسید آمینه کناری آن یعنی آرژنین ولیزین می باشد . اکنون ما اطلاعات خوبی از ساختار تلومراز داریم و یافته های ما دررابطه با جنبه ساختاری تلومراز به ما برای تجویز داروها وپیداکردن منطقه هدف در تلومراز کمک زیادی می کند .

تلومراز وهدف درمانی :

تلومراز در تقریبا 85 درصد از سلولهای سرطانی بیان می شود . واین دربرابر سلولهای سوماتیک بسیار ناچیز می باشد . واین امید تازه ای است برای درمان دارویی جدید سرطان بوسیله تلومراز وباعث کاهش روشهای دیگر درمانی خواهد شد .

تلومراز همچنین می تواند بعنوان مارکری برای تشخیص قبل از تولد سرطان نیز استفاده شود . هرچند نتایج مثبت ومنفی  بالا ی فعالیت تلومراز دربافتهای لنفاوی ودردیگر سلولهای خونی ،  تشخیص قبل از تولد را کمی محدود می کند. وابستگی طول کوتاه تلومر و ازدست رفتن مقداری از تلومر به داروهای آنتی تلومراز برای مواجهه با سلولهای تومور ی که بجای سلولهای  نرمال با عملکرد طبیعی قرار گرفته اند کمک می کند .

عملکرد بعضی از داروهای ضد تلومراز بصورت زیر است :

1-    محدود کردن مستقیم فعالیت تلومراز بوسیله هدف قرارجایگاه فعال HTR,HTERT,TRF1,TRF2,POT1   ومحدود کردن مولکولهای کوچک آلوستریک واولیگونکلئوتیدها .

2-    درمان ایمنی با فعال کردن تلومراز ، دراین روش از تولیدات درمان ایمنی  درپپتیدهایTERT  وmrna و پلاسمید وdna ویروسی استفاده می شود.

3-    موادی که باعث شکسته شدن تلومر می شوند.تاثیر واکنشهای پروتئین-پروتئین درتلومر یا تثبیت کردن  ساختمان چهارم G

4-    درمان ژنهای خودکشی سلولی

5-    قفل کردن بیان تلومراز یا تکامل حیات

هر رده از داروها ضد رشد هستند و درمراحل مختلف بالینی مورد استفاده قرار می گیرند و دارای مزیتها ومحدودیتهایی نیز می باشند .

اولگیونوکلئوتیدهای آنتی سنس DNA یکی از Inhibitor یا محدود کنندههای تلومراز می باشد .

تغییرات کلاسیک اولیگونوکلئوتید آنتی سنس DNA پایداری واختصاصیت داروها در شرایط  invivo ,invitro  را افزایش می دهد .

بیان اولیگونوکلئوتید htr یکی از عوامل مهم درکوتاه شدن تلومر در سلولهای گوارشی که دچار سرطان شده اند می باشد .

حضور اولیگونوکلئوتید htert نشاندهنده عملکرد آنتی تومور در سلولهای سرطانی مثانه وسلولهاس سرطانی پستان می باشد .

مهار بیان htr,htert با هم صورت می گیرد

اولیگونوکلئوتیدهای NP,NPS باعث افزایش گروه آنتی سنس در درمان سرطان می شود . .هر دو اولیگونوکلئوتید NP,NPS باعث برداشتن خاصیت کوتاه شدن درتلومر شده و وتاثیر ضدتوموری دارد. هرچند که NP برای شناخت سلول به حامل لیپیدی نیازمند می باشد . درحالی که NPS این خصوصیت را ندارد .

نتیجه:.

ترکیبات تولید شده و برای پیوند با تلومراز وفعالیت ضد توموری مورد آزمایش قرارگرفتند . درشرایط آزمایشگاهی اکثر این ترکیبات خاصیت هم افزایش فعالیت تلومراز را داشتند وهم بعنوان ضد تلومراز عمل می کردند . مطالعات آینده درشرایط بدنی این را نشان خواهد داد که این داروهای ضد تومور اندکی هم دارای خاصیت سمی برای بدن می باشند . اکثر ترکیبات ضد تلومراز هم خاصیت سمی برای سلول دارد و هم زمان زیادی برای فعالیت ضد توموری نیازدارد .  

 

ومن ا... التوفیق

سیده مبینا موسوی

خرداد 1389

 

[ سه شنبه یازدهم خرداد 1389 ] [ 10:39 ] [ سیده مبیناموسوی ] [ ]

 

سیدسعیدموسوی* ، سیده مبینا موسوی **، دکتر سیدمحمد باقر هاشمی*

* آزمایشگاه نوین ژنتیک ساری

** دانشگاه آزاد اسلامی تنکابن

مقدمه :

بیماری هانتینگتون (HD) یک بیماری ژنتیکی ارثی است و در افرادی که ژن این بیماری را دارند در دهه های 30و40عمر تظاهر می یابد.

ژن بیماری هانتینگتون HTT  نام داشته كه برروي كروموزوم شماره 4 قرار دارد وداراي 67 اگزون مي باشد . اين بيماري دراروپا از هر 100000 نفر 3- 7 نفر را درگير مي كند . موتاسيون درژن HTT  سبب ايجاد بيماري هانتيگتون مي شود .

دربيماري هانتيگتون يك توالي تكراري CAG وجود دارد كه تكرار مي شود . درافراد نرمال تعداد اين تكرار بين 10-35تکرار مي باشد . درافرادي كه داراي بيماري هانتيگتون مي باشند اين تكرار بين 36 تا بيش از 120 تکرار مي رسد افرادي با تعداد تكرار 36-40 هم ممكن است علائم بيماري هانتيگتون را نشان دهند ويا بصورت نرمال باشند . اما افراد داراي بيش از 40 تكرار يقينا اين بيماري را بروز مي دهند .

مواد وروش:

اساس مولکولی تشخیص HTT با استفاده از تعداد تکرارهای CAG دراین ژن می باشد.برای تشخیص مولکولی بیماری هانتیگتون از روش PCR معمولی استفاده شده است . پرایمرهایی که برای تشخیص مولکولی طراحی شده است بصورت5-AGCTGATGAAGGCCTTCGAGT-3' و5'-GGCGGTGGCGGCTGTTGCTGCTGCTGCTGC-3' می باشد .

مواد مورد استفاده در PCR :

مواد مورد استفاده درتشخیص موتاسیون HTT مثل یک PCR  معمولی می باشد اما با توجه به وجود توالی تکراری پشت سرهم ومقدار زیاد G وایجاد باندهای غیر اختصاصی از Betaine استفاده شده است وبقیه مواد هم بصورت :

MGCL2  0.54μl  و  dNTP   0.36μ و 10X Buffer   1.8μl  و ddH2o   15.45μl و DNA   1.2μl .برنامه دستگاه ترمال سایکلر هم برای PCR مذکور بصورت ذیل می باشد .

95----5 m  , ( 95---30s ,  64---45s , 72---45s)* 35 Cycle , 72----10 m

نمونه PCR  شده را روی ژل آگارز 1%  وبه مدت 20 دقیقه با ولتاژ110 ران می کنیم .با استفاده از نرم افزارUVIdoc اندازه باندها رابصورت دقیق تشخیص می دهیم .درافراد نرمال باندهایی باندازه115bp الی 135bp خواهیم داشت و به ترتیب با افزایش مقدار تکرار CAG اندازه باندها هم افزایش خواهند یافت.

نتیجه:

بعد از ران کردن نمونه های مشکوک ونرمال باندهای بدست آمده افرادی که نرمال بودند درآنها باندهای 115bp,120bp,130bp کاملا مشهود بوده است ودر3 نفر از افراد کنترل مثبت اندازه باندهاbp260 بوده که دارای تقریبا 50 تکرار CAG  بوده اند  .نتیجه حاصل از این آزمایش این است که با استفاده از روش مولکولی علاوه بر هزینه پایین تر نسبت به تستهای سیتوژنتیک ، جواب دقیقتری را نیز شاهد خواهیم بود .

[ شنبه هشتم خرداد 1389 ] [ 10:6 ] [ سیده مبیناموسوی ] [ ]

سید سعید موسوی١ ، نازلی گلستانی ١، زهرا وفائی نژاد١ ، فاطمه پور فاطمی١,۲، محمد باقر هاشمی سوته *3,١

 

1-آزمایشگاه نوین ژنتیک ، ساری ، مازندران   2-سازمان بهزیستی استان مازندران    3-دانشکده پزشکی و مرکز تحقیقات سلولی- مولکولی، دانشگاه علوم پزشکی مازندران

مقدمه:

ناشنوایی یکی از شایعترین نقص های حسی عصبی درانسان می باشد که از هر 1000 کودک یک نفر به آن مبتلا می شود . 50 درصد همه ناشنوايي هاي دوران كودكي علت ژنتيكي دارند .از بين موارد ژنتيكي، دو سوم اتوزومي مغلوب، حدود يك سوم اتوزومي غالب و حدود ٢ درصد وابسته به جنس هستند. جهش در ژن کانکسین 26 ((GJB2  عمده ترین عامل ناشنوایی در مناطق مطالعه شده و جمعیتهای مختلف دنیا به شمار می آید. این ژن بر روی کروموزوم 13 (   (13q11-12  قرار دارد . دراین مطالعه دو خانواده بزرگ مازندرانی با ناشنوائی ارثی که یک موتاسیون غالب در ژن GJB2  را نشان داده اند بررسی و گزارش شده است.

 

 

 

 

مواد و روش ها:

از اعضای دو خانواده مراجعه کننده به مرکز تشخیصی نوین ژنتیک جهت بررسی ناشنوائی ، پس از بررسی سابقه خانوادگی و رسم شجره ، مقدار 7 سی سی خون محیطی از افراد مبتلا گرفته شد و سپس DNA ژنومی با روش استاندارد استخراج گردید. سپس اگزونهای 1 و 2 ژن GJB2 با استفاده از پرایمر های مربوطه تکثیر شد و در نهایت با استفاده از روش تعیین توالی ( DNA sequencing)، ترتیب باز ها در این افراد مورد بررسی قرار گرفت . برای آنالیز سکانس بدست امده از نرم افزارهای بلاست و Gene runner استفاده شد.

 

تیجه:

بررسی توالی این ژن در دو خانواده مورد مطالعه که بطور مشخص وراثت اتوزومی غالب را نشان داده اند ، موتاسیون ((CGG>CAG در کدون شماره 75 ( C75 ) را نشان داده است. این موتاسیون در افراد بررسی شده به صورت هتروزیگوت مشاهده شده است. بررسی   data base مربوط به ژن کانکسین 26 موتاسیون فوق را به عنوان یکی از معدود موتاسیون های با وراثت غالب در این ژن معرفی نموده است.

 

بحث و  نتیجه گیری:

 این یافته با گزارشات قبلی در مورد موتاسیون C75 به عنوان یک موتاسیون غالب هم خوانی دارد. و نشان می دهد که احتمالا این نقص در مناطق وسیعتر ی از کشور و در خانواده هایی که مشکل ناشنوائی دارند ممکن است این موتاسیون عامل ایجاد بیماری باشد که می بایست مورد توجه قرار گیرد.   

 

 

 

[ شنبه هشتم خرداد 1389 ] [ 10:6 ] [ سیده مبیناموسوی ] [ ]

انسانهایی درزندگی موفق هستند که :

1) فرصت هايي را مي بينند و پيدا مي کنند که ديگران آنها را نمي بينند.

2) از مشکلات درس مي گيرند، در حالي که ديگران فقط مشکلات را مي بينند.

3) روي راه حل ها تمرکز مي کنند.

4) هوشيارانه و روشمندانه موفقيت شان را مي سازند، در زماني که ديگران آرزو مي کنند موفقيت به سراغ شان آيد.

5) مثل بقيه ترس هايي دارند ولي اجازه نمي دهند ترس آنها را کنترل و محدود کند.

6) سوالات درستي از خود مي پرسند. سوال هايي که آنها را در مسير مثبت ذهني و روحي قرار مي دهد.

7) به ندرت از چيزي شکايت مي کنند و انرژي شان را به خاطر آن از دست نمي دهند. همه چيزي که شکايت کردن باعث آن است فقط قرار دادن فرد در مسير منفي بافي و بي ثمر بودن است.

8) سرزنش نمي کنند (واقعا فايده اش چيست؟) آنها مسووليت کارهايشان و نتايج کارهايشان را تماما به عهده مي گيرند.

9) وقتي ناچارند از ظرفيتي بيش از حد ظرفيت شان استفاده کنند هميشه راهي را براي بالا بردن ظرفيت شان پيدا مي کنند و بيشتر از ظرفيت شان از خود توقع دارند. آنها از آنچه دارند به نحو کارآمدتري استفاده مي کنند.

10) هميشه مشغول، فعال و سازنده هستند. هنگامي که اغلب افراد در حال استراحت هستند آنها برنامه ريزي مي کنند و فکر مي کنند تا وقتي که کارشان را انجام مي دهند استرس کمتري داشته باشند.

11) خودشان را با افرادي که با آنها هم فکر هستند متحد مي کنند. آنها اهميت و ارزش قسمتي از يک گروه بودن را مي دانند.

12) بلندپرواز هستند و دوست دارند حيرت انگيز باشند. آنها هوشيارانه انتخاب مي کنند تا بهترين نوع زندگي را داشته باشند و نمي گذارند زندگي شان اتوماتيک وار سپري شود.

13) به وضوح و دقيقا مي دانند که چه چيزي در زندگي مي خواهند و چه نمي خواهند. آنها بهترين واقعيت را دقيقا براي خودشان مجسم و طراحي مي کنند به جاي اينکه صرفا تماشاگر زندگي باشند.

14) بيشتر از آنکه تقليد کنند، نوآوري مي کنند.

15) در انجام کارهايشان امروز و فردا نمي کنند و زندگي شان را در انتظار رسيدن بهترين زمان براي انجام کاري از دست نمي دهند.

16) آنها دانش آموزان مدرسه زندگي هستند و همواره براي يادگيري روي خودشان کار مي کنند. آنها از راه هاي مختلفي مثل تحصيلات آموزشگاهي، ديدن و شنيدن، پرسيدن، خواندن و تجربه کردن ياد مي گيرند.

17) هميشه نيمه پر ليوان را مي بينند و توانايي پيدا کردن راه درست را دارند.

18) دقيقا مي دانند که چه کاري بايد انجام دهند و زندگي شان را با از شاخه اي به شاخه اي ديگر پريدن از دست نمي دهند.

19) ريسک هاي حساب شده اي انجام مي دهند؛ ريسک هاي مالي، احساسي و شغلي.

20) با مشکلات و چالش هايي که برايشان پيش مي آيد سريع و تاثيرگذار روبه رو مي شوند و هيچ وقت در مقابل مشکلات سرشان را زير برف نمي کنند. با چالش ها روبه رو مي شوند و از آنها براي پيشرفت خودشان بهره مي برند.

21) منتظر قسمت و سرنوشت و شانس نمي مانند تا آينده شان را رقم بزند. آنها بر اين باورند که با تعهد و تلاش و فعاليت، بهترين زندگي را براي خودشان مي سازند.

22) وقتي بيشتر مردم کاري نمي کنند؛ آنها مشغول فعاليت هستند. آنها قبل از اينکه مجبور به کاري بشوند، عمل مي کنند.

23) بيشتر از افراد معمولي روي احساسات شان کنترل دارند. آنها همان احساساتي را دارند که ما داريم ولي هيچ گاه برده احساسات شان نمي شوند.

24) ارتباط گرهاي خوبي هستند و روي رابطه ها کار مي کنند.

25) براي زندگي شان برنامه دارند و سعي مي کنند برنامه شان را عملي کنند. زندگي آنها از کارهاي برنامه ريزي نشده و نتايج اتفاقي عاري است.

26) در زماني که بيشتر مردم به هر قيمتي مي خواهند از رنج کشيدن و بودن در شرايط سخت اجتناب کنند، افراد موفق قدر و ارزش کار کردن و بودن در شرايط سخت را مي فهمند.

27) ارزش هاي زندگي شان معلوم است و زندگي شان را روي همان ارزش ها بنا مي کنند.

28) تعادل دارند. وقتي از لحاظ مالي موفق هستند، مي دانند که پول و موفقيت مترادف نيستند. آنها مي دانند افرادي که فقط از نظر مالي در سطح مطلوبي قرار دارند، موفق نيستند. اين در حالي است که خيلي ها خيال مي کنند پول همان موفقيت است. ولي آنها دريافته اند که پول هم مثل بقيه چيزها يک وسيله است براي دستيابي به موفقيت.

29) اهميت کنترل داشتن روي خود را درک کرده اند. آنها قوي هستند و از اينکه راهي را مي روند که کمتر کسي مي تواند برود، شاد مي شوند.

30) از خودشان مطمئن هستند و به احساسات ناشي از اينکه کجا زندگي مي کنند و چه دارند و چه طور به نظر مي رسند، توجهي ندارند.

31) دست و دل باز و مهربان هستند و از اينکه به ديگران کمک مي کنند تا به خواسته هايشان برسند خوشحال مي شوند.

32) متواضع هستند و اشتباهات شان را با خوشحالي مي پذيرند و به راحتي عذرخواهي مي کنند. آنها از توانايي هايشان خاطر جمع هستند ولي به آن مغرور نمي شوند. آنها خوشحال مي شوند که از ديگران بياموزند و از اينکه به ديگران کمک مي کنند تا خوب به نظر برسند بيشتر از کسب افتخارات شخصي شان لذت مي برند.

33) انعطاف پذير هستند و تغيير را غنيمت مي شمارند. وقتي وضعيتي پيش مي آيد که عادت ها و آسايش روزمره شان را بر هم مي زند از آن استقبال مي کنند و با آغوش باز وضعيت جديد و ناشناس را مي پذيرند.

34) هميشه سلامت جسماني خود شان را در وضعيت مطلوبي نگه مي دارند و مي دانند که بدنشان خانه اي است که در آن زندگي مي کنند و به همين خاطر، سلامت جسماني براي آنها خيلي مهم است.

35) موتور بزرگ و پرقدرتي دارند. سخت کار مي کنند و تنبلي نمي کنند.

36) هميشه منتظر بازتاب کارهايشان هستند.

37) با افراد بدذات و غيرموجه نشست و برخاست نمي کنند.

38) وقت شان و انرژي شان را روي وضعيت هايي که از کنترل شان خارج است صرف نمي کنند.

39) کليد خاموش روشن دارند. مي دانند چگونه استراحت کنند و ريلکس شوند. از زندگي شان لذت مي برند و سرگرم مي شوند.

40) آموخته هايشان را تمرين مي کنند. درباره تئوري هاي عجيب و غريب خيالبافي نمي کنند بلکه واقع بينانه زندگي مي کنند.

 

[ چهارشنبه پانزدهم اردیبهشت 1389 ] [ 11:54 ] [ سیده مبیناموسوی ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

دروبلاگ حاضر سعی شده است تا مطالب ومقالات روز دررابطه با سلولي و مولكولي ارائه شود . دراین راه نیازمند کمک همه شما دوستان وبلاگی هستیم .
امکانات وب















فروشگاه اينترنتي ايران آرنا