|
سلولی ومولکولی علمی پژوهشی
|
درون جنین میلیونها سلول بنیادی وجود دارد که بزرگی همه آنها کمتر از یک نقطه است. این سلولها از پتانسیل بالایی برخوردار هستند و میتوانند طی فرایند تمایز یابی به سلولهای بافتهای مختلف در بدن تبدیل شوند. پتانسیل تقریبا نامحدود این سلولها آنها را در کانون تحقیقات پزشکی قرار داده است. تصور کنید که این سلولها بتوانند حافظه بیمار مبتلا به آ آلزایمر را به وی برگردانند. [ سه شنبه نوزدهم مهر 1390 ] [ 22:9 ] [ سیده مبیناموسوی ]
[ ]
به گزارش خبرگزارى فرانسه، مطالعات پژوهشگران دانشگاه ييل نشان مى دهد اين يافته در مورد زنانى صدق مى کند که در خطر کاهش توانايى زودهنگام تخمدان قرار دارند و حاکى از آن است که احتمالا مساله اى در ترکيب مولکولى گروه خونى O وجود دارد که زنانى که مستعد کاهش توانايى زودهنگام تخمدان هستند در معرض نابارورى قرار مى دهد. [ پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1390 ] [ 23:42 ] [ سیده مبیناموسوی ]
[ ]
به گزارش شينهوا، پژوهشگران دانشگاه ميشيگان در اين پژوهش، بافت تخمدان در سلول هاى بنيادى مزانشيمى را که سلول هاى طبيعى در سراسر بدن هستند ، مورد بررسى قرار دادند. اين سلول ها مى توانند سلول هاى تخصصى متفاوتى از جمله چربى، استخوان وغضروف را شکل دهند و گفته مى شود اين سلول ها در ترميم زخم ها نيز موثرهستند . از اين رو دانشمندان حدس مى زنند که مى توان از اين سلول ها براى مبارزه با سرطان کمک گرفت. در اين بررسى پژوهشگران مشاهده کردند که سلول هاى بنيادى مزانشيمى موجود در تومورهاى تخمدان از سلول هاى بنيادى مزانشيمى تخمدان هاى سالم متفاوت هستند و در حقيقت سلول هاى بنيادى مزانشيمى موجود در تومورهاى تخمدانى، تحريک کننده سرطان هستند. 'رونالد بوکانوويچ' استاديار پزشکى داخلى و زنان و زايمان و از مجريان اين پژوهش گفت: سرطان به خوبى مى تواند سلول هاى بنيادى مزانشيمى را به انجام آنچه که نياز دارد، تحريک کند. وى افزود: سرطان اين سلول ها را به اسارت مى گيرد و آنها براى رشد خود تحريک مى کند. به گفته پژوهشگران، همچنين سلول هاى بنيادى مزانشيمى مرتبط با سرطان، در وهله نخست با افزايش تعداد سلول هاى بنيادى سرطانى، اندازه تومور را افزايش مى دهند. در همين زمان، محققان مشاهده کردند نوعى از پروتئين ها موسوم به BMP2 در سلولهاى سرطانى مزانشيمى مرتبط با سرطان شايع است.اين پروتئين يک پروتئين تنظيم کننده است و به دقت عملکرد سلول هاى طبيعى را تنظيم مى کند. محققان دريافتند ميزان اين پروتئين در سلول هاى بنيادى مزانشيمى مرتبط با سرطان سه برابر سلول هاى طبيعى است. افزودن آن به سلول هاى سرطانى موجب افزايش تعداد سلول هاى بنيادى سرطانى مى شود. محققان از يک سرکوب گر اين پروتئين موسوم به 'نوگين ' استفاده کردند و دريافتند اين سرکوب گر، سلول هاى بنيادى مزانشيمى را متوقف مى کند و مانع از رشد سلول هاى بنيادى سرطانى مى شود. [ چهارشنبه نوزدهم مرداد 1390 ] [ 0:3 ] [ سیده مبیناموسوی ]
[ ]
هنگامی شکل گرفت که یک دانشمند اسکاتلندی توانست گوسفندی بنام Dollyرا در سال ۱۹۹۷ شبیه سازی کند. پخش خبر این واقعه مهم توجه محافل پزشکی، مذهبی، سیاسی و ... را در جهان به خود جلب کرد بگونه ای از این واقعه علمی اغلب بعنوان نقطه عطف علم در سال ۱۹۹۷ یاد می شود. [ دوشنبه بیست و پنجم بهمن 1389 ] [ 21:36 ] [ سیده مبیناموسوی ]
[ ]
به گزارش بخش فارسی شبكه خبري" ورلد نيوز " (World-news.org/persian ) محققان براى نخستین بار از فناورى نانو براى از بین بردن سلول هاى سرطانى استفاده كردند.گزارش واحد مركزی خبر به نقل از پایگاه اینترنتى بى بى سی حاكیست ، این روش كه در آن سلول هاى سالم بدن دست نخورده باقى مى مانند، مى تواند امیدى براى درمان سرطان هاى صعب العلاجى باشد كه امكان جراحى در انها وجود ندارد. گرچه فناورى نانو براى مهار سلول هاى سرطانى تا كنون فقط روى موش ها ازمایش شده است، محققان امیدوارند تا دو سال آینده زمینه آزمایش آن روى انسان نیز مهیا شود. در این پژوهش ژن هایى روى ذرات میكروسكوپى در حد یك میلیاردم متر(نانو) قرار داده مى شود. این ژن ها جذب سلول هاى سرطانى مى شوند اما سلول هاى سالم مجاور آنها را تحت تاثیر قرار نمى دهند. زمانى كه این ژن ها در داخل سلول سرطانى قرار مى گیرند، به تحریك تولید پروتئینى مى پردازند كه سلول را از بین مى برد. پژوهشگران مى گویند این فناورى مى تواند مشخصا براى افرادى استفاده شود كه بافت سرطانى آنها به علت همجوارى با اعضاى حیاتى بدن، غیر قابل جراحى است و نهایتا مى تواند شیوه اى موثر در مهار سرطان هاى پیشرفته باشد. محققان مدرسه داروسازى لندن كه این بررسى را انجام داده اند، ابراز امیدوارى كردند این روش درمانى در دو سال اینده در كلینیك ها به بیماران سرطانى ارائه شود. [ شنبه دوازدهم تیر 1389 ] [ 12:40 ] [ سیده مبیناموسوی ]
[ ]
سید محمد باقر هاشمی سوته 1* ، تورج فرازمند2 ، سید سعید موسوی3 ، نازلی گلستانی3 ، سید حسین جلالی3 ، سعید عابدیان4 ، ریتا صیامی 5 ، فرزانه ولی پور 5 ، انسیه صیامی 1 دانشکده پزشکی و مرکز تحقیقات تالاسمی ، دانشگاه علوم پزشکی مازندران ، 2 مرکز تحقیقات سلولی-مولکولی ، دانشگاه علوم پزشکی مازندران 3 آزمایشگاه نوین ژنتیک ، ساری ، مازندران، 4 دانشکده پزشکی و مرکز تحقیقات سلولی-مولکولی ، دانشگاه علوم پزشکی مازندران 5 معاونت بهداشتی ، دانشگاه علوم پزشکی مازندران
زمينه و هدف : آلفا-تالاسمي،یکی از شايع ترين هموگلوبینوپاتیها در جهان و بويژه در آسیای جنوب شرقی، خاور میانه و مدیترانه مي باشد ، تخمین زده می شود که حدود 270 میلیون ناقل برای نقص های عمده هموگلوبین در جهان وجود داشته باشد. شیوع موتاسیون های آلفا در مناطق گرمسیری و نیمه گرمسیری از 1 تا 98 % نیز گزارش شده است. موتاسیون های حذف ژنی و موتاسیونهای نقطه ای مختلفی برای ژن های آلفا در دنیا گزارش شده است. این مطالعه به منظور شناخت دقیق تر از نظر شیوع انواع موتاسیونهای آلفا تالاسمی در استان مازندران صورت گرفته است.
یافته ها : از 142 فرد مورد مطالعه ، موتاسیون مربوط به 126 نفر مورد شناسائی قرار گرفت که به ترتیب موتاسیونها ی: - 3.7 (45/8%)، (15/4%) Polyadenylation2 ، (7%) - 4.2، ( 5/6 %) - -MED - (4/2%) C19α2، (3/5% ) Const. Spring، (2/8%) IVSI-5nt ، ( 1/2% ) PolyAdenylation1 ، (0/7 % ) C26α2، C59α1/Adana 0/7)% ) و موتاسیون دو حذفی 20.5 - - (0/7 % ) دیده شده است.
روش مطالعه : در این مطالعه از مجموع 142 فرد مشکوک به تالاسمی آلفا با اندکس های خونی کاهش یافته و هموگلوبین A2 نرمال که از شهر های مختلف استان مازندران بوده اند مورد بررسی مولکولی قرار گرفتند. پس از استخراج DNA از خون محیطی به روش استاندارد ، به منظور تعیین نوع موتاسیون ها ی شایع ، از روش های GAP-PCR و ARMS-PCR و به صورت Multiplex و روش Sequencing DNA مورد استفاده قرار گرفت.
بحث و نتیجه گیری: چهار موتاسیون حذفی یک یا دو ژنی ژنهای آلفا در مجموع حدود 59 % موتاسیونهای بدست آمده در این مطالعه را تشکیل داده اند که موتاسیون حذف تک ژنی -3.7 به تنهائی 7/45 % موارد را شامل شده است. مجموع موتاسیونهای گزارش شده در این مطالعه حدود 90 درصد موتاسیونهای عامل بیماری آلفا-تالاسمی در استان مازندران را شامل می شوند.
[ چهارشنبه دوازدهم خرداد 1389 ] [ 12:55 ] [ سیده مبیناموسوی ]
[ ]
ROLE OF TELOMERASE IN CANCER AND TELOMERASE INHIBITORS The University of Alabama Department of Chemistry Graduate Student Seminar Series نقش تلومراز درسرطان و مهار کنندههای تلومراز ترجمه : سیده مبینا موسوی دانشجوی علوم سلولی ومولکولی مقدمه : سرطان وداروهای ضد سرطان سرطان بیماری هست که باعث رشد بدخیم و تقسیم غیر قابل کنترل وغیر طبیعی سلول می شود . همچنین واژه ای غیر از سرطان نیز می شود برای این بیماری تعریف کردبنام ((Neoplasm)) . که معمولا بجای سرطان استفاده می شود . نئوپلاسم یا همان سرطان دوگونه هستند : خوشخیم که فقط باعث رشد موضعی سلول می شود .و بدخیم که باعث نقص در متاستاز هم می شود . فرق بین سلولهای سرطانی از سلولهای سالم در موارد زیر می باشد . درسلولهای سرطانی : تکثیر آنها غیر قابل کنترل می باشد و عملکرد طبیعی خود را ازدست می دهند ودرسوخت وساز آنها نقص ایجاد می شود . سرطانها در سلولهایی که درژن آنها تغییراتی ایجاد شد نیز بوجود میاید مثلا وقتی که ژنهای سرکوب کننده تومور غیر فعال شوند که این باعث فعال شدن پروتو انکوژنها ی درون انکوژن می شود و باعث می شود تا سلولها سرطانی شوند . اکثر داروهای ضدسرطان از تکثیر سلولی جلوگیری می کنند . همچنین این داروها می توانند عوارضی را داشته باشند که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد : تحلیل مغز استخوان بوسیله کاهش تولید لکوسیتها می شود ودرنتیجه ایمنی بدن کاهش می یابد . باعث می شود تا زخمها دیر التیام یابند . باعث تحلیل رشد درکودکان می شود باعث نازایی می شود ازدست دادن مو آسیب به سلولهای گوارشی وکلیه ودرنهایت مرگ می تواند از عوارض استفاده از این داروها باشد . تلومرها وتلومراز تلومرشامل مجموعه ای از پروتئینهای DNA سلولی می باشند که بعنوان پوششی انتهای کروموزوم را می پوشاند . تلومر متشکل از توالی تکراری اولیگونوکلئوتیدی بصورت 5-TTAGGG-3 درکروموزوم انسانی می باشد . این توالی بطورمتوسط 1000تا 2000 واحد درهرسلول سوماتیک انسانی وجوددارد درواقع اینها 6000 تا 12000 جفت باز از DNA تلومری را می سازند . این تلومرهای دورشته ای تقریبا دست نخورده باقی می مانند . عملکرد اصلی تلومرها محافظت از انتهای DNA دورشته ای درمقابل شکسته شدن می باشد همچنین از انتهای کروموزم های خطی هم محافظت می کند . تلومرها بعنوان یک ساعت زیستی برای تنظیم تکثیرسلولی نیز استفاده می شوند . طول وپایداری تلومرها بوسیله 3 پروتئین متصل به DNA به نامهای TRF1,TRF2,POT1 انجام می گیرد . TRF1 طول تلومر را کنترل می کند که اینکار را بواسطه مهار طویل سازی DNA تلومریک انجام می دهد . تعداد پروتئین TRF1 حاظر در انتهای کروموزم به طول تلومربستگی دارد . TRF2 این پروتئین به پایداری انتهای کروموزوم کمک می کند که این کار را بوسیله ممانعت از به هم چسبیدن دوانتهای کروموزم انجام می دهد. POT1 هم به TRF2 درپایداری کرموزوم کمک می کند . تلومراز یک آنزیم RNAوابسته به DNA پلیمراز می باشد یا یک ترانسکریپتاز معکوس ویژه ای می باشد که قالب RNA را برای ساخت DNA حمل می کند .بنابراین تلومراز یک ریبونکلئوپروتئین می باشد که به طویل سازی تلومر درسلولهایی که فعالیت می کنند کمک می کند . این آنزیم درطول رشد جنین بیان می شود واز تمایز بافتها جلوگیری می کند و درسلولهای سماتیک وجودندارد . هرچند تلومراز درحدود 85 درصد از سلولهای تومور انسانی بیان می شود . تلومراز از زیر واحدهای RNA تشکیل شده است (TR,HTR درانسان ) که باعث افزایش قالب تلومری می شود . این دارای یک قسمت پروتئینی می باشد (ترانس کریپتاز معکوس (TERT) درانسانها) که سنتز تلومراز را کاتالیز می کند وفاکتورهای پروتئینی فرعی را اضافه می کند . HTR متشکل از الگویی می باشد که مکمل تلومراز می باشد وتوالی آن 5-CUAACCCUAAC-3 . HTR به انتهای DNA باند می شود که به همراه HTERT دنباله دی اکسی نوکلئوتید رادرانتهای 3 تکرار تلومریک کاتالیز می نماید . سپس الگوی RNA به انتهای 3 تازه سنتز شده ترجمه می شود . به نظر می رسد بیان ژن HTERT مراحل فعالیت تلومراز رامحدود می کند . MRNA ، HTERT تنها درسلول هایی که بصورت مداوم تلومردارند(تلومر مثبت) بیان می شود ودرسلولاهی که وداوم تلومر ندارند(تلومرمنفی) بیان نمی شودواین تفاوت بین سلولهای تلومر مثبت با سلولهای تلومر منفی می باشد. تکثیر سلولهای سرطانی وسلوهای سالم : اکثر سلول های سماتیک انسان بطور متوسط بعد از 60-70 با تقسیم دچار پیری می شوند. (پیری سلولی فرایندی است که سلول های نرمال توانایی تقسیم راازدست می دهند )واین محدودیت تقسیم سلولی را محدودیت Hayflich می نامند . سلولهای نرمال بوسیله همانند سازی DNA به دو سلول دختر تقسیم می شوند که هرکدام از آنها می توانند رشته دیگر را سنتز کرده وهمانند سلولهای والد خود شودند . همانند سازی در DNA پیشرو ساده وکامل می باشد . اما در رشته تاخیری همانند سازی با ساخت قطعات اوکازاکی همراه می باشد که از سمت 5 به سمت 3 می باشد . درنتیجه این همانند سازی ، ناکامل می باشد وبنابراین درکروموزوم شاهد بینهایت انتهای رشته تاخیری آزاد می باشیم که این باعث از دست رفتن ژن می شود که این برنامه همانند سازی انتهایی نامیده می شود . همه کروموزومهای انسانی درانتهای کروموزوم خود حاوی تلومر می باشند . تلومرها شامل DNA می باشند که برای عملکرد سلولهای نرمال ضروری نیست . فقط تلومر باعث می شود تا سلولها ژنهای ضروری خود را ازدست ندهند . وقتی که طول تلومر کوتاه شد سلولها درمرحله M1 باقی مانده و پیری سلولی صورت می گیرد . واما اگر سلولها با وجود طول کوتاه تلومر از مرحله پیری بگذرند و به تمایز ادامه دهند درادامه سلول وارد به یک نقطه بحرانی بنام M2 می رسند. اگر سلولها بواسطه موتاسیون از مراحل M1 ,M2 گذشتند این سلولها خاصیت نامیرایی پیدا می کنند که معمولا اینها به یک تلومر غیر فعال نیاز دارند تا طول آن تغییر نکرده وثابت باقی بماند . ساختار تلومراز: ساختار TER: اندازه وساختار TR دربین گونه های مختلف متفاوت می باشد . اما ساختار مرکز ی تقریبا یکسانی دارند. این مطلب نشاندهنده آن است که مکانیسم همانند سازی دربین ارگانیسمهاعمومیت دارد . ساختار اصلی TR شامل یک رشته پیوند شده با عناصر مختلف می باشد(TBE) وچندین جایگاه باند برای TERT دارد . TBE فرایند تکرار درناحیه تلومر را تنظیم می کند . برروی موتاسیون RNA آنزیمی مخمرها مطالعاتی صورت گرفته است . که ساختار RNA مرکزی آن شبیه به مژه داران ومهره داران می باشد . ساختار تریپل هلیکسی نیز برای آن پیشنهاد شده است که دارای یک حلقه می باشد که بوسیله پیوند هیدروژنی –هاگستین به شکاف اصلی درنزدیکی پیوند واتسن –کریکی U-A درساقه 2 باند شده است .این نظریه بوسیله آزمایشات NMR در تلومرهای انسان وآنالیز عملکرد RNA تایید شده است. مطالعات موتاسیونی درزیر واحد RNA تلومراز مخمر مشخص کرده است که هسته مرکز مارپیچ سه تایی با زیر واحد ترانسکریپتاز معکوس ارتباطی ندارد . درعوض مارپیچ سه تایی تلومراز انسان بوسیله 2-OH نوکلئوتید A176 با واکنش کاتالیتیکی تلومراز مرتبط می باشد . گروه 2-OH ناحیه مارپیچ سه تایی هم درانسان وهم در مخمر برای کاتالیز RNA تلومراز بسیار مهم می باشد . درساختار سوم تلومراز انسان ناحیه الگو تلومراز با ناحیه مارپیچ سه تایی درموقع انتقال انرژی درکنار هم هستندکه این مطلب را با مطالعه بوسیله فلورسانس تایید شده است . ساختار TERT : TERT هلوآنزیم تلومراز می باشد . که از 4 زیر واحد اصلی تشکیل یافته است : دمین ترانسکریپتاز معکوس (RT) یک دمین RNA بایندینگ (TRBD) ودمین N انتهایی (TEN) ودومین C انتهایی(CTE) که گمان می رو منطقه معروف به ThumbدرTERT را دربردارد . TEN ,CTE دو دمین انتهایی هستند اما ساختار ترکیبی آنها درتلومراز موجب می شود تا هرد دومین شبیه به یک حلقه به نظر آیند .(شکل 4) . دمین RT یک پیوند سستی را با زیر واحد RNAدر TERT برقرار می کند . و جایگاه فعال را در تلومراز ایجاد می کند . دمین RT درتلومراز با دیگر ترانسکریپتازهای معکوس بواسطه وجود دو N انتهایی درآن تفاوت دارند . جایگاه فعال در RT شامل سه باقیمانده آسپارتیک اسید یکسان می باشند .که به دو قسمت اصلی A,C تقسیم می شود . نوکلئوتید تلومراز منطقه انگشتی TERT را به قسمت صفحه اصلی پیوند می دهد . TEN می تواند هم به DNA وهم به RNA پیوند شود.TEN بین کروموزم(DNA ) با تلومراز را تسهیل می کند و وقتی که با RNA پیوند دارد عملکردی غیر اختصاصی دارد . TEN کمترین دمین رادربین گونه ها دارد.اما از نظر عملکرد درتلومرازهای انسان ومخمر پروتوزوا بسیار مهم است.بر خلاف TEN، TRBD معمولا بیشترین دمین رادربین گونه هادارد . TRBD متشکل از منطقه کلیدی اصلی بنام CP,T می باشد که برای تشخیص RNA اهمیت زیادی دارند . این همچنین اتصالات وسیعی را با ساقه 1 و TBE در زیر واحد RNA تلومراز بوجود می آورد. TRBD متشکل از مارپیچ 12 آلفا و رشته های 2 بتا و چندین لوپ پیوند شده با آن می باشد .چیدمان مارپیچ و لوپها باعث ایجاد دو نیمه نامتقارن درآن می شود .در گیاهان دونیمه درزاویه 120 درجه نسبت به یکدیگر قرار دارند (عکس 5) . نیمه کوچکتر TRBD انعطاف پذیرتر از نیمه بزرگتر می باشد . TRBD متشکل از ساختار اصلی :C,TP,QFP هستند . QFP از اسیدآمینه های آبگریز ساخته شده است و تماسهای گسترده ای را با باقیماندههای اطراف دارد. ساختار وموقعیت قرارگیری QFP طوری هست که بصورت مستقیم با اسید نوکلئوید باند نمی شود اما به شکل گیری پروتئین کمک می کند . که این برای فعالیت تلومراز ضروری می باشد . ساختار دیگری هم ما درتلومراز شاهد هستیم بنام T موتیف یا اصلی که بصورت آبگریز می باشد . اندازه وساختار T اصلی با ساختار نوکلئوتید سازگار نیست . اما مارپیچ 12 آلفا و زیر مجموعه W496 از T موتیف می توانند بصورت گسترده به دو سمت کناری آبگریز حرکت نمایند . وبا RNA تک رشته ای باند شوند . زیر واحدCP متشکل از یک شکاف کم عمق و عریض وبابارهای بسیار مثبت می باشد .CP می تواند با ساختار اصلی RNA دورشته ای پیوند شود . که این بعلت وجود دو اسید آمینه کناری آن یعنی آرژنین ولیزین می باشد . اکنون ما اطلاعات خوبی از ساختار تلومراز داریم و یافته های ما دررابطه با جنبه ساختاری تلومراز به ما برای تجویز داروها وپیداکردن منطقه هدف در تلومراز کمک زیادی می کند . تلومراز وهدف درمانی : تلومراز در تقریبا 85 درصد از سلولهای سرطانی بیان می شود . واین دربرابر سلولهای سوماتیک بسیار ناچیز می باشد . واین امید تازه ای است برای درمان دارویی جدید سرطان بوسیله تلومراز وباعث کاهش روشهای دیگر درمانی خواهد شد . تلومراز همچنین می تواند بعنوان مارکری برای تشخیص قبل از تولد سرطان نیز استفاده شود . هرچند نتایج مثبت ومنفی بالا ی فعالیت تلومراز دربافتهای لنفاوی ودردیگر سلولهای خونی ، تشخیص قبل از تولد را کمی محدود می کند. وابستگی طول کوتاه تلومر و ازدست رفتن مقداری از تلومر به داروهای آنتی تلومراز برای مواجهه با سلولهای تومور ی که بجای سلولهای نرمال با عملکرد طبیعی قرار گرفته اند کمک می کند . عملکرد بعضی از داروهای ضد تلومراز بصورت زیر است : 1- محدود کردن مستقیم فعالیت تلومراز بوسیله هدف قرارجایگاه فعال HTR,HTERT,TRF1,TRF2,POT1 ومحدود کردن مولکولهای کوچک آلوستریک واولیگونکلئوتیدها . 2- درمان ایمنی با فعال کردن تلومراز ، دراین روش از تولیدات درمان ایمنی درپپتیدهایTERT وmrna و پلاسمید وdna ویروسی استفاده می شود. 3- موادی که باعث شکسته شدن تلومر می شوند.تاثیر واکنشهای پروتئین-پروتئین درتلومر یا تثبیت کردن ساختمان چهارم G 4- درمان ژنهای خودکشی سلولی 5- قفل کردن بیان تلومراز یا تکامل حیات هر رده از داروها ضد رشد هستند و درمراحل مختلف بالینی مورد استفاده قرار می گیرند و دارای مزیتها ومحدودیتهایی نیز می باشند . اولگیونوکلئوتیدهای آنتی سنس DNA یکی از Inhibitor یا محدود کنندههای تلومراز می باشد . تغییرات کلاسیک اولیگونوکلئوتید آنتی سنس DNA پایداری واختصاصیت داروها در شرایط invivo ,invitro را افزایش می دهد . بیان اولیگونوکلئوتید htr یکی از عوامل مهم درکوتاه شدن تلومر در سلولهای گوارشی که دچار سرطان شده اند می باشد . حضور اولیگونوکلئوتید htert نشاندهنده عملکرد آنتی تومور در سلولهای سرطانی مثانه وسلولهاس سرطانی پستان می باشد . مهار بیان htr,htert با هم صورت می گیرد اولیگونوکلئوتیدهای NP,NPS باعث افزایش گروه آنتی سنس در درمان سرطان می شود . .هر دو اولیگونوکلئوتید NP,NPS باعث برداشتن خاصیت کوتاه شدن درتلومر شده و وتاثیر ضدتوموری دارد. هرچند که NP برای شناخت سلول به حامل لیپیدی نیازمند می باشد . درحالی که NPS این خصوصیت را ندارد . نتیجه:. ترکیبات تولید شده و برای پیوند با تلومراز وفعالیت ضد توموری مورد آزمایش قرارگرفتند . درشرایط آزمایشگاهی اکثر این ترکیبات خاصیت هم افزایش فعالیت تلومراز را داشتند وهم بعنوان ضد تلومراز عمل می کردند . مطالعات آینده درشرایط بدنی این را نشان خواهد داد که این داروهای ضد تومور اندکی هم دارای خاصیت سمی برای بدن می باشند . اکثر ترکیبات ضد تلومراز هم خاصیت سمی برای سلول دارد و هم زمان زیادی برای فعالیت ضد توموری نیازدارد .
ومن ا... التوفیق سیده مبینا موسوی خرداد 1389
[ سه شنبه یازدهم خرداد 1389 ] [ 10:39 ] [ سیده مبیناموسوی ]
[ ]
سیدسعیدموسوی* ، سیده مبینا موسوی **، دکتر سیدمحمد باقر هاشمی* * آزمایشگاه نوین ژنتیک ساری ** دانشگاه آزاد اسلامی تنکابن مقدمه : بیماری هانتینگتون (HD) یک بیماری ژنتیکی ارثی است و در افرادی که ژن این بیماری را دارند در دهه های 30و40عمر تظاهر می یابد. ژن بیماری هانتینگتون HTT نام داشته كه برروي كروموزوم شماره 4 قرار دارد وداراي 67 اگزون مي باشد . اين بيماري دراروپا از هر 100000 نفر 3- 7 نفر را درگير مي كند . موتاسيون درژن HTT سبب ايجاد بيماري هانتيگتون مي شود . دربيماري هانتيگتون يك توالي تكراري CAG وجود دارد كه تكرار مي شود . درافراد نرمال تعداد اين تكرار بين 10-35تکرار مي باشد . درافرادي كه داراي بيماري هانتيگتون مي باشند اين تكرار بين 36 تا بيش از 120 تکرار مي رسد افرادي با تعداد تكرار 36-40 هم ممكن است علائم بيماري هانتيگتون را نشان دهند ويا بصورت نرمال باشند . اما افراد داراي بيش از 40 تكرار يقينا اين بيماري را بروز مي دهند . مواد وروش: اساس مولکولی تشخیص HTT با استفاده از تعداد تکرارهای CAG دراین ژن می باشد.برای تشخیص مولکولی بیماری هانتیگتون از روش PCR معمولی استفاده شده است . پرایمرهایی که برای تشخیص مولکولی طراحی شده است بصورت5-AGCTGATGAAGGCCTTCGAGT-3' و5'-GGCGGTGGCGGCTGTTGCTGCTGCTGCTGC-3' می باشد . مواد مورد استفاده در PCR : مواد مورد استفاده درتشخیص موتاسیون HTT مثل یک PCR معمولی می باشد اما با توجه به وجود توالی تکراری پشت سرهم ومقدار زیاد G وایجاد باندهای غیر اختصاصی از Betaine استفاده شده است وبقیه مواد هم بصورت : MGCL2 0.54μl و dNTP 0.36μl و 10X Buffer 1.8μl و ddH2o 15.45μl و DNA 1.2μl .برنامه دستگاه ترمال سایکلر هم برای PCR مذکور بصورت ذیل می باشد . 95----5 m , ( 95---30s , 64---45s , 72---45s)* 35 Cycle , 72----10 m نمونه PCR شده را روی ژل آگارز 1% وبه مدت 20 دقیقه با ولتاژ110 ران می کنیم .با استفاده از نرم افزارUVIdoc اندازه باندها رابصورت دقیق تشخیص می دهیم .درافراد نرمال باندهایی باندازه115bp الی 135bp خواهیم داشت و به ترتیب با افزایش مقدار تکرار CAG اندازه باندها هم افزایش خواهند یافت. نتیجه: بعد از ران کردن نمونه های مشکوک ونرمال باندهای بدست آمده افرادی که نرمال بودند درآنها باندهای 115bp,120bp,130bp کاملا مشهود بوده است ودر3 نفر از افراد کنترل مثبت اندازه باندهاbp260 بوده که دارای تقریبا 50 تکرار CAG بوده اند .نتیجه حاصل از این آزمایش این است که با استفاده از روش مولکولی علاوه بر هزینه پایین تر نسبت به تستهای سیتوژنتیک ، جواب دقیقتری را نیز شاهد خواهیم بود . [ شنبه هشتم خرداد 1389 ] [ 10:6 ] [ سیده مبیناموسوی ]
[ ]
سید سعید موسوی١ ، نازلی گلستانی ١، زهرا وفائی نژاد١ ، فاطمه پور فاطمی١,۲، محمد باقر هاشمی سوته *3,١
1-آزمایشگاه نوین ژنتیک ، ساری ، مازندران 2-سازمان بهزیستی استان مازندران 3-دانشکده پزشکی و مرکز تحقیقات سلولی- مولکولی، دانشگاه علوم پزشکی مازندران مقدمه: ناشنوایی یکی از شایعترین نقص های حسی عصبی درانسان می باشد که از هر 1000 کودک یک نفر به آن مبتلا می شود . 50 درصد همه ناشنوايي هاي دوران كودكي علت ژنتيكي دارند .از بين موارد ژنتيكي، دو سوم اتوزومي مغلوب، حدود يك سوم اتوزومي غالب و حدود ٢ درصد وابسته به جنس هستند. جهش در ژن کانکسین 26 ((GJB2 عمده ترین عامل ناشنوایی در مناطق مطالعه شده و جمعیتهای مختلف دنیا به شمار می آید. این ژن بر روی کروموزوم 13 ( (13q11-12 قرار دارد . دراین مطالعه دو خانواده بزرگ مازندرانی با ناشنوائی ارثی که یک موتاسیون غالب در ژن GJB2 را نشان داده اند بررسی و گزارش شده است.
مواد و روش ها: از اعضای دو خانواده مراجعه کننده به مرکز تشخیصی نوین ژنتیک جهت بررسی ناشنوائی ، پس از بررسی سابقه خانوادگی و رسم شجره ، مقدار 7 سی سی خون محیطی از افراد مبتلا گرفته شد و سپس DNA ژنومی با روش استاندارد استخراج گردید. سپس اگزونهای 1 و 2 ژن GJB2 با استفاده از پرایمر های مربوطه تکثیر شد و در نهایت با استفاده از روش تعیین توالی ( DNA sequencing)، ترتیب باز ها در این افراد مورد بررسی قرار گرفت . برای آنالیز سکانس بدست امده از نرم افزارهای بلاست و Gene runner استفاده شد.
تیجه: بررسی توالی این ژن در دو خانواده مورد مطالعه که بطور مشخص وراثت اتوزومی غالب را نشان داده اند ، موتاسیون ((CGG>CAG در کدون شماره 75 ( C75 ) را نشان داده است. این موتاسیون در افراد بررسی شده به صورت هتروزیگوت مشاهده شده است. بررسی data base مربوط به ژن کانکسین 26 موتاسیون فوق را به عنوان یکی از معدود موتاسیون های با وراثت غالب در این ژن معرفی نموده است.
بحث و نتیجه گیری: این یافته با گزارشات قبلی در مورد موتاسیون C75 به عنوان یک موتاسیون غالب هم خوانی دارد. و نشان می دهد که احتمالا این نقص در مناطق وسیعتر ی از کشور و در خانواده هایی که مشکل ناشنوائی دارند ممکن است این موتاسیون عامل ایجاد بیماری باشد که می بایست مورد توجه قرار گیرد.
[ شنبه هشتم خرداد 1389 ] [ 10:6 ] [ سیده مبیناموسوی ]
[ ]
انسانهایی درزندگی موفق هستند که : 1) فرصت هايي را مي بينند و پيدا مي کنند که ديگران آنها را نمي بينند. 2) از مشکلات درس مي گيرند، در حالي که ديگران فقط مشکلات را مي بينند. 3) روي راه حل ها تمرکز مي کنند. 4) هوشيارانه و روشمندانه موفقيت شان را مي سازند، در زماني که ديگران آرزو مي کنند موفقيت به سراغ شان آيد. 5) مثل بقيه ترس هايي دارند ولي اجازه نمي دهند ترس آنها را کنترل و محدود کند. 6) سوالات درستي از خود مي پرسند. سوال هايي که آنها را در مسير مثبت ذهني و روحي قرار مي دهد. 7) به ندرت از چيزي شکايت مي کنند و انرژي شان را به خاطر آن از دست نمي دهند. همه چيزي که شکايت کردن باعث آن است فقط قرار دادن فرد در مسير منفي بافي و بي ثمر بودن است. 8) سرزنش نمي کنند (واقعا فايده اش چيست؟) آنها مسووليت کارهايشان و نتايج کارهايشان را تماما به عهده مي گيرند. 9) وقتي ناچارند از ظرفيتي بيش از حد ظرفيت شان استفاده کنند هميشه راهي را براي بالا بردن ظرفيت شان پيدا مي کنند و بيشتر از ظرفيت شان از خود توقع دارند. آنها از آنچه دارند به نحو کارآمدتري استفاده مي کنند. 10) هميشه مشغول، فعال و سازنده هستند. هنگامي که اغلب افراد در حال استراحت هستند آنها برنامه ريزي مي کنند و فکر مي کنند تا وقتي که کارشان را انجام مي دهند استرس کمتري داشته باشند. 11) خودشان را با افرادي که با آنها هم فکر هستند متحد مي کنند. آنها اهميت و ارزش قسمتي از يک گروه بودن را مي دانند. 12) بلندپرواز هستند و دوست دارند حيرت انگيز باشند. آنها هوشيارانه انتخاب مي کنند تا بهترين نوع زندگي را داشته باشند و نمي گذارند زندگي شان اتوماتيک وار سپري شود. 13) به وضوح و دقيقا مي دانند که چه چيزي در زندگي مي خواهند و چه نمي خواهند. آنها بهترين واقعيت را دقيقا براي خودشان مجسم و طراحي مي کنند به جاي اينکه صرفا تماشاگر زندگي باشند. 14) بيشتر از آنکه تقليد کنند، نوآوري مي کنند. 15) در انجام کارهايشان امروز و فردا نمي کنند و زندگي شان را در انتظار رسيدن بهترين زمان براي انجام کاري از دست نمي دهند. 16) آنها دانش آموزان مدرسه زندگي هستند و همواره براي يادگيري روي خودشان کار مي کنند. آنها از راه هاي مختلفي مثل تحصيلات آموزشگاهي، ديدن و شنيدن، پرسيدن، خواندن و تجربه کردن ياد مي گيرند. 17) هميشه نيمه پر ليوان را مي بينند و توانايي پيدا کردن راه درست را دارند. 18) دقيقا مي دانند که چه کاري بايد انجام دهند و زندگي شان را با از شاخه اي به شاخه اي ديگر پريدن از دست نمي دهند. 19) ريسک هاي حساب شده اي انجام مي دهند؛ ريسک هاي مالي، احساسي و شغلي. 20) با مشکلات و چالش هايي که برايشان پيش مي آيد سريع و تاثيرگذار روبه رو مي شوند و هيچ وقت در مقابل مشکلات سرشان را زير برف نمي کنند. با چالش ها روبه رو مي شوند و از آنها براي پيشرفت خودشان بهره مي برند. 21) منتظر قسمت و سرنوشت و شانس نمي مانند تا آينده شان را رقم بزند. آنها بر اين باورند که با تعهد و تلاش و فعاليت، بهترين زندگي را براي خودشان مي سازند. 22) وقتي بيشتر مردم کاري نمي کنند؛ آنها مشغول فعاليت هستند. آنها قبل از اينکه مجبور به کاري بشوند، عمل مي کنند. 23) بيشتر از افراد معمولي روي احساسات شان کنترل دارند. آنها همان احساساتي را دارند که ما داريم ولي هيچ گاه برده احساسات شان نمي شوند. 24) ارتباط گرهاي خوبي هستند و روي رابطه ها کار مي کنند. 25) براي زندگي شان برنامه دارند و سعي مي کنند برنامه شان را عملي کنند. زندگي آنها از کارهاي برنامه ريزي نشده و نتايج اتفاقي عاري است. 26) در زماني که بيشتر مردم به هر قيمتي مي خواهند از رنج کشيدن و بودن در شرايط سخت اجتناب کنند، افراد موفق قدر و ارزش کار کردن و بودن در شرايط سخت را مي فهمند. 27) ارزش هاي زندگي شان معلوم است و زندگي شان را روي همان ارزش ها بنا مي کنند. 28) تعادل دارند. وقتي از لحاظ مالي موفق هستند، مي دانند که پول و موفقيت مترادف نيستند. آنها مي دانند افرادي که فقط از نظر مالي در سطح مطلوبي قرار دارند، موفق نيستند. اين در حالي است که خيلي ها خيال مي کنند پول همان موفقيت است. ولي آنها دريافته اند که پول هم مثل بقيه چيزها يک وسيله است براي دستيابي به موفقيت. 29) اهميت کنترل داشتن روي خود را درک کرده اند. آنها قوي هستند و از اينکه راهي را مي روند که کمتر کسي مي تواند برود، شاد مي شوند. 30) از خودشان مطمئن هستند و به احساسات ناشي از اينکه کجا زندگي مي کنند و چه دارند و چه طور به نظر مي رسند، توجهي ندارند. 31) دست و دل باز و مهربان هستند و از اينکه به ديگران کمک مي کنند تا به خواسته هايشان برسند خوشحال مي شوند. 32) متواضع هستند و اشتباهات شان را با خوشحالي مي پذيرند و به راحتي عذرخواهي مي کنند. آنها از توانايي هايشان خاطر جمع هستند ولي به آن مغرور نمي شوند. آنها خوشحال مي شوند که از ديگران بياموزند و از اينکه به ديگران کمک مي کنند تا خوب به نظر برسند بيشتر از کسب افتخارات شخصي شان لذت مي برند. 33) انعطاف پذير هستند و تغيير را غنيمت مي شمارند. وقتي وضعيتي پيش مي آيد که عادت ها و آسايش روزمره شان را بر هم مي زند از آن استقبال مي کنند و با آغوش باز وضعيت جديد و ناشناس را مي پذيرند. 34) هميشه سلامت جسماني خود شان را در وضعيت مطلوبي نگه مي دارند و مي دانند که بدنشان خانه اي است که در آن زندگي مي کنند و به همين خاطر، سلامت جسماني براي آنها خيلي مهم است. 35) موتور بزرگ و پرقدرتي دارند. سخت کار مي کنند و تنبلي نمي کنند. 36) هميشه منتظر بازتاب کارهايشان هستند. 37) با افراد بدذات و غيرموجه نشست و برخاست نمي کنند. 38) وقت شان و انرژي شان را روي وضعيت هايي که از کنترل شان خارج است صرف نمي کنند. 39) کليد خاموش روشن دارند. مي دانند چگونه استراحت کنند و ريلکس شوند. از زندگي شان لذت مي برند و سرگرم مي شوند. 40) آموخته هايشان را تمرين مي کنند. درباره تئوري هاي عجيب و غريب خيالبافي نمي کنند بلکه واقع بينانه زندگي مي کنند.
[ چهارشنبه پانزدهم اردیبهشت 1389 ] [ 11:54 ] [ سیده مبیناموسوی ]
[ ]
|
|
| [ طراحی : پیچک ] [ Weblog Themes By : pichak ] |